روند فکری انقلاب سبزوبلاگ

علامه شهید سید اسماعیل بلخی؛ چهره‌ای پیشرو در بیدارسازی فکری و سیاسی

سید اسماعیل بلخی، تنها یک شاعر متعهد یا یک عالم دینی معترض نبود؛ او یک جریان بود—جریانی که در تاریک‌ترین سال‌های ستم، صدای آگاهی، اعتراض و مقاومت را با زبان دین، شعر، مردم و فریاد عدالت‌خواهی درهم آمیخت.

بلخی از نخستین روشنفکران شیعه‌ی افغانستان بود که با جسارت تمام، مرز میان دین و استبداد را شکست، و دین را از ابزار سلطه، به نیروی رهایی و اعتراض بدل ساخت. شعر او فقط رنج نبود، رؤیا هم بود. سیاست او فقط شکایت نبود، پروژه‌ی آگاهی‌سازی نیز بود.

در دوره‌ای که سخن گفتن از «حقوق»، «هویت» و «عدالت» در میان مردم محروم جرم بود، بلخی نه تنها این واژه‌ها را زنده کرد، بلکه آن‌ها را با خون و قلم در سطرهای تاریخ نوشت. او به‌روشنی به ما آموخت که خاموشی در برابر ستم، بزرگ‌ترین گناه تاریخی است.

رنج‌های شخصی بلخی—از زندان و تبعید گرفته تا انزوا و فشار سیاسی—به قیمت ایستادگی‌اش در برابر ساختارهای ناعادلانه‌ی حاکمیت وقت تمام شد. اما آنچه او کاشت، امروز همچنان در جانِ نسل‌های بیدار ریشه دارد.

روند فکری انقلاب سبز، خود را ادامه‌ی همان تفکر می‌داند: تفکری که در بلخی، مظلومیت و روشن‌بینی توأمان داشت؛ دردی عمیق از بی‌عدالتی، و ایمانی راسخ به توان مردم برای تغییر. ما بلخی را نه صرفاً به‌عنوان یک شخصیت تاریخی، بلکه به‌عنوان یکی از مؤسسین ناخوانده‌ی جریان عدالت‌خواهی نوین شیعه در افغانستان می‌شناسیم.

درسی که بلخی به ما داد، هنوز زنده است:
که بی‌عدالتی نه با دعا، که با مبارزه از میان می‌رود؛
که وحدت نه با سرکوب، که با آگاهی و برابری شکل می‌گیرد؛
و این‌که دین، وقتی در خدمت مردم است، می‌تواند در برابر ستم بلندترین فریاد باشد.

امروز، در شرایطی که جامعه‌ی ما بار دیگر در تلاقی بحران هویت، انسداد سیاسی، و فقر گسترده ایستاده است، بازخوانی بلخی ضرورت دارد—نه برای ستایش گذشته، که برای طرح نقشه‌ی راه آینده.

روند فکری انقلاب سبز، ضمن گرامی‌داشت مقام و میراث سید اسماعیل بلخی، همه‌ی نخبگان، نسل جوان و دغدغه‌مندان عدالت و رهایی را به بازگشت به میراث فکری این بزرگ‌مرد دعوت می‌کند؛ میراثی که ما را از حاشیه به متن تاریخ، و از انفعال به کنش آگاهانه می‌کشاند.

بلخی آن منار آزادی که همچنان استوار ؛ بر قله های بلند عزت و افتخار ایستاده است و هنوز روح سرکش او، کوه های هندوکُش و ‌پامیر را به لرزه در می آورد . بلخی ، هنوز می سراید شعر انقلاب، آزادی و وحدت را.

ازخون بینوایان اخذ مفاد تاکی؟
وز رنج نامرادان جستن مراد تاکی؟
بیداد بر ضعیفان جای نگشت تحریر
لافیدن جراید از عدل داد تا کی؟
تا رتبه انتصابیست مشکل بود توازن
فرمانروای مطلق هر بیسواد تا کی؟

روح آن ابرمرد شاد و یادش گرامی باد

با احترام،
روند فکری انقلاب سبز افغانستان
سرطان ۱۴۰۴

Show More

Related Articles

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button