احداث پارک خاتم الانبیاء؛ پایان بازی موشک و پشک

نویسنده: سید احمد شاه حکمت
زمین مصلی خاتم الانبیاء که در دوران حاکمیت مجاهدین از سوی برهان الدین ربانی رئیس جمهور وقت، جهت امور عام المنفعه به مردم غرب کابل به امضاء رسیده و اهدا شده بود؛ تبدیل شده بود به یکی از بزرگترین جنجال حقوقی تاریخ افغانستان.
ایت الله سید ابولحسن فاضل و عبدالعلی مزاری و دیگر رهبران و سران حزب وحدت اسلامی افغانستان سنگ تهداب آنرا در اوائل دهۀ هفتاد در منطقه دشت برچی گذاشتند، بعد از وفات سید فاضل و کشته شدن مزاری توسط طالبان و به قدرت رسیدن نسل اول طالبان قضیه مسکوت ماند تا اینکه پس از آمدن حکومت جمهوری در افغانستان و فضای مشارکت سیاسی اقوام و سقوط طالبان؛ پسر آیت الله فاضل یعنی سید حسن فاضل زاده ادعای ملکیت شخصی نمود و انرا میراث پدر به فرزند عنوان کرد؛ پروژه خاتم الانبیاء وارد فاز جدیدی شد و سید حسن فاضل زاده شروع کرد به مستند سازی و تاییدی این زمین ها و ثبت آن در اداره امور و دالانشاء شورای وزیران آن وقت. از سوی دیگر رهبران حزب وحدت از جمله کریم خلیلی معاون دوم ریاست جمهوری و محمد محقق وزیر پلان آندوره شروع کردن به مخالفت به این موضوع و آنرا جزئی از ملکیت های حزب وحدت اسلامی افغانستان میدانستند.
جنجال زمانی به اوج خود رسید که گروهی از افراد با زور و تهدید که در رآس آن چهار حاجی به شمول حاجی رمضان قرار داشت لوحه و سر در خاتم الانبیاء را پایین کشیده و به جای آن لوحه به نام مصلی بزرگ شهید مزاری را قرار دادند. این اقدام که در عقب آن کریم خلیلی قرار داشت سبب واکنش های مردمی و مخصوصا برخی جریانات شیعی دیگر از جمله سران حزب حرکت اسلامی افغانستان قرار گرفت. این بحران زمانی به اوج خود رسید که واعظ زاده بهسودی اولین نماز را در این مصلی بعد از تغییر نام خواند و آنرا عملا سیاسی و حزبی نمود.
قبل از آن سید حسن فاضل زاده و سران حزب وحدت بخش بزرگی از زمین ها را که قبلا یک زمین مربوط به وزارت دفاع بود را به افراد و اشخاص مختلف فروختند؛ زمین های فروخته شده که بخشی از آن تبدیل شده به منازل رهایشی اکنون در ناحیه ششم قرار دارد. بخش دیگر این زمین که مصلی در آن قرار دارد به سه بخش تبدیل شد، بخش اول آنرا سید حسن فاضل زاده آنرا برای تاسیس حسینیۀ خاتم الانبیاء، کلنیک، تعمیر نما رسانه، ورزشگاه و دکاکین واگذار کرد که یا به فروش گذاشته شد و یا برای کرایه؛ بخش دوم را که مکتب خصوصی، دارلایتام، دکاکین و مسجد رسول اکرم فروخته است که بیشتر این اسناد بعدها تهیه و تنظیم شده است. در نهایت بخش سوم آن با فشار سیاسی و مردمی سران حزب وحدت اسلامی که بعدها به چند حزب انشعاب کرده بود تبدیل شده بود به مصلی شهید مزاری.
البته بعدها کریم خلیلی در تماس های پیاپی و جلسات مختلف تلاش نمود تا پسر آیت الله فاضل را متقاعد کند که بخشی از این زمین ها را به او واگذار کند تا بتواند زمین های نزدیک به سرک عمومی را بعنوان بلندمنزل های رهایشی در اختیار داشته باشد اما طمع فاضل زاده سبب شد که این پیشنهاد خلیلی را رد نموده و آنرا نزد چند تن از سران دیگر حزب وحدت از جمله محمد محقق، حاجی رمضان، سید حسین انوری، آیت الله پروانی، شیخ نادر مهدوی و چند تن دیگر افشا نماید. این افشاگری باعث تشدید نزاع و اختلافات درون گروهی میان سران حزب وحدت شد و عملا کریم خلیلی برای رد این موضوع و به بهانه ی داعیه حق طلبی برای مردم غرب کابل، سید حسن فاضل زاده را به زندان انداخت، به زندانی انداختن او موج دیگری از اختلافات را بالا برد و پای دیگر چهره های سیاسی حزب حرکت اسلامی را وارد میدان کرد. پس از چندی با فشار سیاسی سید حسین انوری، فاضل زاده از زندان رها شد اما این پایان ماجرا نبود، اختلافات همچنان به قوتش باقی ماند تا اینکه فیصله میان طرفین شد که هر دو طرف بصورت مشروع مرزبندی های خود را رعایت و از تنش و توسعه ان در بین مردم خودداری کنند.
فاضل زاده تلاش داشت تا از این موضوع بهره برداری قومی نماید و چهره های سیاسی و اجتماعی سادات را در تقابل با حریفان اقتصادی خود نماید که این برنامه ره به جایی نبرد و سادات در دعوای حقوقی پسر سید فاضل و سران حزب وحدت بی طرفی خود را حفظ کردند.
پس از آمدن گروه طالبان؛ فاضل زاده از نبود رقبای قدرتمندش چون خلیلی و محقق و سرور دانش، خود را به طالبان نزدیک کرد تا از این رو بتواند ساحات بیشتری را به خود اختصاص دهد بی خبر از انکه جعفر مهدی و اسدالله سعادتی و مدار علی کریمی پیش از او جنجال مصلی خاتم الانبیاء و ریشه های آنرا به حقانی ها گفته بودند؛ فاضل زاده نیز بیکار نماند و در چند محفل خصوصی ماجرای زورگویی کریم خلیلی و قصد غصب زمین توسط او را با طالبان در میان گذاشت.
این اختلافات را که طالبان به دقت رصد میکردند در ماه ثور 1403 جلسه ای برگزار میکنند که در آن مصلی خاتم الانبیاء به امارت اسلامی واگذار شود تا از آن برای پروژه های عام المنفعه استفاده کنند، در همین مجلس پیشنهاد یک مسجد بزرگ اهل سنت از سوی یکی از اعضای حاضر به نام ملا عبیدالله از قندهار داده میشود که از سوی شیر عباس استانکزی رد میشود و ملا برادر نیز با این موضوع مخالفت میکند. بعدا موضوع تخریب مجسمه عبدالعی مزاری در پل سوخته کابل مورد بحث قرار میگیرد که با پلان شاروالی کابل موافقت و سپس در 31 سنبله 1403 این پلان عملی میشود اما تصمیم واگذاری این زمین مصلی به برنامه عام المنفعه همچنان به قوت خود باقی ماند اما این نگرانی وجود داشت که در تقابل با تبلیغات خارج از کشور برنامه ها آهسته اهسته و در فضای کاملا محرمانه پیش برود.
شاروالی کابل پس از بیشتر از یک سال بعد از تخریب مجسمه عبدالعلی مزاری در پلان های خود مصلی را در نقشه به رنگ سبز و با هدف احداث پارک تفریحی برای مردم غرب کابل مشخص میسازند. طالبان تصمیمی که مدت ها قبل گرفته بودند عملی کردند و آنرا بصورت عمومی از طریق سایت شاروالی کابل عمومی ساختند. در این برنامه پارک بعنوان پروژه عام المنفعه آمده است و تمام ساخت و سازها، حسینه عمومی خاتم الانبیاء، ورزشگاه، تعمیر فرهنگی نما رسانه، کیلینیک، دفتر آیت آلله شیرازی در کابل، دارلایتام، مکتب خصوصی، ورزشگاه و بیش از دهها دکان و فروشگاه تبدیل به پارک عمومی شده است. در اینجا به دلیل حرمت مسجد رسول اکرم (ص) سر جایش باقی ماند اما این فیصله شد که این مسجد از صلاحیت هیئت امناء آن منطقه خارج و در آن نماینده امارت اسلامی دخیل میباشد و بصورت عمومی در اختیار دولت (وزارت حج و اوقاف) قرار میگیرد.
سید حسن فاضل زاده که از این موضوع آگاهی یافته بود فرصت را غنیمت شمرده تا بتواند از این بی خبری عمومی سوء استفاده کند و دست به فروش برخی از زمین ها بزند، با توجه به اینکه این زمین ها در رهنمای معاملات برای فروش ثبت شده بود مشتریان گوناگونی علاقمند خریداری این زمین ها شدند که یکی از آنها که در فرانسه حضور داشت و علاقمند خرید زمین های فروشی شدند با تحقیق ابتدایی و تماس با شاروالی کابل متوجه این موضوع شد که زمین ها در آینده تبدیل به پارک عمومی میشود.
از سوی دیگر گروهی از اعضای حزب وحدت اسلامی به شمول اسدالله سعادتی و و جعفر مهدوی و تعدادی دیگر علیه این اقدام خودسرانه فروش زمین توسط فاضل زاده اعتراض میکنند و موضوع را در مسجد رسول اکرم (ص) عمومی میسازند و با تعیین گروه 5 نفره تصمیم گرفتند تا موضوع را از طریق نهادهای عدلی و قضایی پیش ببرند، غافل از اینکه خود طالبان منتظر همین اقدام بودند تا پس از یک بازی سیاسی و مدیریت افکار عمومی و برجسته سازی این اختلافات، تصمیم امارت اسلامی را مبنی بر احداث پارک خاتم الانبیاء اعلام نمایند.
بیش از 25 سال از غصب زمین عمومی و مردمی که متعلق به مردم غرب کابل و شیعیان است، میگذرد و تاجران دو طرف تنها به فکر خود و منافع مادی خود هستند؛ گاهی اینطرف به نام سید و اولاد پیامبر و مدعی میراث حزبی حق و حیقیت را زیر پا میگذارد و گاهی آنطرف به نام میراث بابه و نام شهید مزاری تا توانستند از زمین خالی و سالگردهای پی هم پول کلانی از جامعه جهانی و مردمی را به جیب بزنند و مردمی را تحمیق اهداف شوم خود کنند.
اکنون طالبان تصمیم دارند تا این زمین خشک مصلی مزاری و تعمیرات خودسر را تخریب و تیدیل کنند به پارک عمومی. این تصمیم هر چند از نگاه سیاسی سر و صداهایی به دنبال دارد اما برای مردمی که سالها با احساسات آنان بازی شده است و از حضور آنان در میدان های سیاسی نان و روغن برای دیگران پر چرب شده بود دیگر تفاوتی ندارد.
در نهایت میتوان یک موضوع کلی را گفت که پلان جدید شاروالی کابل برای آغاز احداث پارک پایانی است برای منفعت چند فرد که در قالب یک حزب سیاسی 3 دهه فقط خود را چاق کرده بودند و فرجامی است برای بازی موش و پشک گه در آن مردم هیچ فایده ای برای خود احساس نکردند.
نویسنده: سید احمدشاه حکمت



