دیدگاهسادات افغانستانکتابوبلاگ

جمعیت اقوام اکثریت افغانستان

کتاب کوثر النبی (پژوهشی در تاریخ سادات افعانستان ) به قلم حجت السلام سید جعفر عادلی (حسینی ) نویسنده و پژوهش گر توانای کشور

به علت موجودیت بیش از چهار دهه جنگ و مشکلات ناشی از آن سرشماری دقیق در کل ولایات افغانستان صورت نگرفته ‌و آخرین سرشماری به پایان دهه‌ی پنجاه برمی‌گردد.

افغانستان کشوری که بیش از 99 درصد مردم آن مسلمان، اکثریت پیروان مذهب حنفی و 25 درصد پیروان مذهب جعفری وپنج قوم(پشتون، تاجیک، سادات, هزاره و ازبیک به ترتیب) اکثریت مردم این سرزمین را تشکیل می‌دهند؛ در این کشورمذهب و قومیت، دو متغیر اساسی در شناخت و تحلیل جامعه‌ی افغانستان است و آنچه باعث درگیری‌های خونین دهه‌ها و بلکه قرن‌های گذشته‌ی این کشور بوده و مانع اساسی در راه همزیستی مسالمت آمیز بین مردم این کشور به شمار می‌رفت، همین دو عامل قومیت و مذهب است و در بسیاری از مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، می‌توان ریشه‌های عوامل قومی و مذهبی را به خوبی مشاهده نمود.

از میان این پنج گروه قومی: پشتون، تاجیک، سادات، هزاره و ازبیک که در اکثریت می‌باشند و هرچند هم اکنون، هیچ آمار دقیقی از میزان جمعیت هر یک از این پنج قوم اصلی وجودندارد که نشان بدهد رده بندی اقوام، از نظر جمعیت، چگونه است و اما آنچه که بر اساس تحقیقات میدانی بصورت انفردی و جمعی به دست می‌آید و هرکدام آمار تقریبی ارائه نموده‌اند به معرفی آن می پردازیم:

1) پشتون‌ها

این قوم حدود چهل و دو درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند و بزرگ ترین گروه قومی این کشور به شمار می‌روند و آن‌ها در ولایات قندهار، زابل، پکتیا، ننگرهار، پکتیکا، کنر، خوست، لوگر، ارزگان، فراه، نیمروز، لغمان، غزنی، میدان و هلمند در اکثریت‌اند.

2) تاجیک‌ها

یکی دیگر از اقوام پر جمعیت افغانستان تاجیک‌ها می‌باشند که زندگی قبایلی را رها کرده و بیش‌تر شهرنشین شده‌اند. آن‌ها حدود بیست و هفت درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند. آن‌ها در قسمت‌های شمال شرقی، غرب و جنوب شرقی زندگی می‌کنند و در ولایت‌های بدخشان، پنجشیر، تخار، پروان، کاپیسا، بلخ، بغلان و کابل تقریباً در اکثریت‌اند. قبل از حکومت خاندان آل یحیی(نادرخان، ظاهرشاه و داودخان)، یک نفر از تاجیک‌ها به نام حبیب الله کلکانی نُه ماه حکومت کرد و دومین نفرکه از تاجیک‌ها به قدرت رسید پروفیسور برهان الدین ربانی بود احمدشاه مسعود و محمد قاسم فهیم، از دیگر افراد مشهور این قوم هستند.

3) سادات

سادات در سرتاسر افغانستان(33 ولایت) از زمان‏ هاى گذشته تا کنون مسئوليت‌هاى اسلامى و اجمتاعی خویش را در مناطق مختلف این کشور ايفاء نمودند و در اکثر مناطق به جهت نسبت‌شان به خاندان رسالت مورد توجه مردم مسلمان بوده و هستند،‌ شخصیت‌های بزرگ علمی‌،‌ سیاسی و فرهنگی سادات در نشر معارف دینی جان نثارى‏ و از خود گذشتگى نشان داده‌‏اند و در احياى تفكر اسلامى در برابر طاغوت‌هاى زمان جهاد و مبارزه‌ی چشمگيرى نموده‏اند،‌ سادات تشیع در مناطق مرکزی بیست و هفت در صد جمعیت هزاره جات را رقم می‌زند و ده درصد جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند و شخصیت‌های معروف سادات از آغاز تا قرن هشتم در نقاط مختلف افغانستان زیست نمودند و هریک از آن امامزاده‌گان مورد تکریم مردم این سرزمین سرسلسله‌ی تیره‌های سادات در افغانستان‌را تشکیل می‌دهند و قبورشان نیز زیارتگاه خاص و عام و مورد احترام اقشار مختلف مردم مسلمان این کشور از گذشته بوده و هستند و هرکدام در جامعه‌ی افغانستان مصدر خدمات فراوان دینی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی گردیدند، اما شخصیت‌های سادات در سده‌ی اخیر علامه سید جمال الدین حسینی افغانی،‌ آیات عظام: شاه محمد حسین اوجی، حجت کابلی، شهید واعظ،‌ رئیس یکه‌ولنگی، بحر مزاری، سید علی بهشتی، علامه بلخی و جنرالانی چون؛ میراحمدشاه گردیزی، سید حسن مجاهد و سید حسین انوری که هرکدام در تحولات علمی، سیاسی و نظامی کشور نقش بسزای داشتند.

4) هزاره‌ها

هزاره‌ها چهارمین گروه قومی افغانستان به شمار می‌روند آن‌ها بیش تر در مرکز افغانستان، در دامن کوه پایه‌‌های افغانستان مرکزی و ارتفاعات هندوکش سکونت دارند و حدود نُه درصد گفته‌اند. هزاره‌ها بیش تر پیرو مذهب امامیه‌ی اثناعشری هستند. در افغانستان، هزاره عموماً مترادف «شیعه» تلقی می‌شود و البته خود آن‌ها نیز این تلقی را کاملاً پذیرفته‌اند؛ اگر چه سیاسیون آن همواره تلاش‌هایی در راه تفکیک این دو از یکدیگر و سعی در تبیین هویتی جدید بر اساس قومیت هزارگی صرف و نه هزاره به معنای شیعه وجود داشته و دارد.

این قوم به دلایل متعدد، که مهم ترین آن شیعه بودن آن‌هاست، همواره مورد ظلم و ستم قرار داشته و تبلیغات منفی علیه آن‌ها بسیار زیاد بوده و از نظر سیاسی، همواره در انزوا قرار داشته و کم ترین سهم را در ساختار قدرت داشته‌اند. در دوران جدید و پس از شکل گیری حزب وحدت، هزاره‌ها تا حدودی توانستند نقشی در ساختار قدرت ایفا نمایند، اما این روند نیز از زمان حکومت مجاهدان تا کنون سیر نزولی را طی نموده است.

5) ازبیک‌ها

ازبیک‌ها مردمانی ترک تبارند که حدود هفت درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند. آن‌ها در نواحی شمالی هندوکش(واقع در شمال کشور)، که به ترکستان افغانستان معروف است سکونت دارند. ازبیکان تاریخ بسیار غنی و پرفزار و نشیبی دارند؛ قرن‌ها در بخارا، بلخ و ترکستان حکومت کرده‌اند و در مجموع از فرهنگ تاریخ غنی و پرباری بهره مند می‌باشند.

قبل از تأسیس کشوری به نام افغانستان، ازبیک‌ها حکومت‌های محلی داشتند، اما بعد از تسلط پشتون‌ها، در افغانستان، این قوم نه تنها در حکومت سهیم نشدند، بلکه قربانی و قتل عام گردیدند. با سرنگونی حکومت داود و روی کار آمدن کمونیست‌ها وضع به کلی دگرگون شد و ازبیک‌ها از قدرت بیش تری برخوردار شدند. با سرنگونی حکومت کمونیستی، نیروهای ازبیک، که در سرنگونی آن نقش به سزایی داشتند، از قدرت دوچندان برخوردار شدند و ستر جنرال عبدالرشید دوستم، از این قوم، در شمال کشور صاحب قدرت گردید.

جمعیت اقوام اکثریت افغانستان

آکادمی علوم افغانستان سال 1391 خورشیدی دایره المعارف (دانشنامه) آریانا را بازنگری و بازچاپ کرده و در بخشی از جلد اول آن درصدی اقوام افغانستان را این‌‌گونه مشخص کرده است:

قوم پشتون ۶۲ درصد، قوم تاجیک ۱۲ درصد، قوم هزاره ۹ درصد و ازبیک‌ها ۶ درصد جمعیت افغانستان هستند.1

اما آمار تقریبی اقوام اکثریت افغاستان در گروه قومی، اطلاعات‌نامه جهان وکتابخانه کنگره آمریکا و برخی شبکه‌های اجتماعی این گونه نشر شده است:

پشتون‌ها ۴۲٪

تاجیک‌ها ۲3٪

هزاره‌ها ۹٪

ازبیک‌ها: ۷٪

آمار تقریی 32 ولایت افغانستان در سال ۲۰۰۶ میلادی توسط بنیاد آسیا از ۳۴ ولایت افغانستان، ولایت ارزگان (با ضریب ۱٫۱ درصد) و ولایت زابل (با نشان دهنده‌ی ۱٫۲) به دلیل نگرانی‌های امنیتی از فهرست حذف شد و با ضریب خطای ۲٫۵ درصد گرفته شده است.

از آنجایی‌که سادات سال‌های متمادی در میان اقوام مختلف ساکن در افغانستان حضور دارند و از احترام خاصی اقشار متخلف جامعه بر خور دارند، بزرگان سادات سال 1382 خورشیدی در تصويب ماده‌ی چهارم قانون اساسی که در خیمه لويه جرگه به تصويب رسید، از این‌رو برای درج نام سادات در این ماده هیچ اقدامی ننمودند، اما پس از این تاریخ، سیاسیون برخی اقوام در تحولات اخیر کشور با استفاده‌ی ابزاری از نام قوم، سادات را از حقوق شهروندی شان محروم ساختند و به باور آن‌ها فقط 14 قوم(…پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، پشه‌ای، نورستانی، ايماق، عرب، قرغیز(قرقیز)، قزلباش، گوجر، براهوى و ساير اقوام…) که در ماده‌ی چهارم قانون اساسی ذکر شده از امتیازات و سهم در حکومت برخور دارند و از آن زمان بدينسو، تبعیض، بی‌عدالتی، به جایش شايسته سالاری و حقوق شهروندی، حضور ساير اقوام در عرصه قدرت سیاسی ناديده گرفته شد.

از جانب دیگر یکی از اقوام که مورد بی‌مِهری قرار گرفتند سادات بود، با آنکه آمار جمعیت سادات افغانستان در برخی منابع حتی بیشتر از برخی اقوام اکثریت هستند، اما سادات از گذشته تا کنون هیچ‌گاهی طرفدار مطرح نمودن مسايل قومی نبودند ولی از ناگزیری و نا چاری از سال 1391 خورشیدی برای حق طلبی خویش از حکومت، برخی بزرگان و نسل جوان این قوم با اعتراضات مدنی خواهان درج نام سادات در ديتابس شناسنامه الکترونیکی گرديدند و در نتیجه رئیس جمهور غنی در قصر سلام خانه‌ی ارگ رياست جمهوری و جلسه‌ی تاريخی گفت: فردا برای شناختن سادات افغانستان بحیث يک قوم، فرمان تقنینی صادر می‌گردد.

کتاب کوثر النبی (پژوهشی در تاریخ سادات افعانستان ) به قلم حجت السلام سید جعفر عادلی (حسینی ) نویسنده و پژوهش گر توانای کشور

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button