دیدگاه

سادات با گفتگو و تدبیر حکومت عبدالرحمان را وادار کرد تا سیاست خرید و فروش هزاره ها و برده سازی آنان را لغو کند

سندی از سراج‌التواریخ و درسی برای امروز

نویسنده: سید احمدشاه حکمت

در سال‌های اخیر، تلاش‌هایی برای تحریف نقش سادات در تاریخ افغانستان صورت گرفته است؛ تلاشی برای حذف یک حضور واقعی از حافظهٔ جمعی. اما تاریخ را نمی‌توان با نفرت پاک کرد، زیرا تاریخ با سند زنده است.

در میان منابع تاریخی، سراج‌التواریخ فیض‌محمد کاتب هزاره جایگاه ویژه‌ای دارد؛ نه به‌عنوان روایت شفاهی یا حافظهٔ قومی، بلکه به‌عنوان گزارش رسمی، دقیق و ثبت‌شدهٔ تحولات سیاسی و اجتماعی. در جلد سوم این اثر، صفحهٔ ۴۳۲، برای نخستین و تنها بار در تاریخ مکتوب افغانستان، به‌صورت صریح ثبت شده است که سیاست خرید و فروش هزاره‌ها و برده‌سازی آنان پایان یافت.

این صفحه فقط ثبت یک فرمان نیست؛ ثبت یک کنش است. ثبت این است که چه کسانی در آن لحظهٔ تاریخی ایستادند و مسیر را تغییر دادند.

در این سند، نام کسانی آمده است که مسئولیت این تغییر را بر دوش گرفتند:

سید شاه یوسف، سید علی حسن شاه، شاه علیک، سید شاه، سید کلب حسین، و سید مظفر شاه؛ ملک رجبعلی و نجفعلی، داوود خان، علی محمد سلطان، میرزا علی پناه، ملک عزیز، علی شیر، علی نقی سلطان، احمد سلطان، عباس مهتر، علی اکبر مهتر و مصحوب سید عطا محمد.

این بزرگان — که بخش مهمی از آنان از سادات بودند — با کنش فعال، گفت‌وگو، فشار اخلاقی و حضور مستقیم در صحنه، حکومت وقت را وادار کردند تا یکی از ریشه‌دارترین ساختارهای ظلم را لغو کند.

این تنها سندی است که به‌صورت مستقیم و رسمی به پایان یافتن این رویهٔ ضدانسانی اشاره می‌کند. و این پایان نه نتیجهٔ جنگ بود، نه محصول تغییر ناگهانی وجدان قدرت، بلکه حاصل یک مداخلهٔ مدنی، مشروع و سازمان‌یافته از سوی نخبگان دینی و اجتماعی، به‌ویژه سادات.

افزون بر این صفحه، در بخش‌های متعدد دیگری از سراج‌التواریخ نیز به نقش سادات در آرام‌سازی بحران‌ها، دفاع از مردم هزاره و شیعه، میانجی‌گری در منازعات و جلوگیری از گسترش خشونت اشاره شده است. این نقش نه حاشیه‌ای است و نه نمادین؛ بخشی از سازوکار واقعی بقای جامعه در دوره‌های بحرانی بوده است.

این تاریخ فقط برای افتخار نیست؛ برای امروز است.

اگر دیروز سادات و هزاره‌ها در کنار هم ایستادند تا یک ساختار ظلم را از میان بردارند، امروز نیز تنها با هم می‌توانند در برابر تحقیر، حذف، نفرت و تفرقه بایستند. آنچه آنان را در آن زمان به هم پیوند داد، خون، قوم یا سیاست نبود؛ دفاع از کرامت انسان بود.

امروز نیز همان کرامت، همان عدالت و همان همدلی است که می‌تواند ما را کنار هم نگه دارد.

نه تاریخ مال یک گروه است، نه رنج مال یک قوم، و نه عدالت سهم یک نام.

این سرزمین فقط زمانی نجات پیدا می‌کند که حافظهٔ مشترک‌مان را حفظ کنیم، دردهای هم را به رسمیت بشناسیم، و بفهمیم که آینده را نه با حذف هم، بلکه فقط با هم می‌توان ساخت.

سید احمدشاه حکمت

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button