دیدگاه

عبدالعلی مزاری؛ رهبر مردم یا بازوی پروژه نفوذ جمهوری اسلامی در افغانستان؟

نویسنده: سید احمدشاه حکمت

سال‌هاست که از عبدالعلی مزاری تصویری قهرمانانه ساخته شده؛ نماد استقلال، مقاومت و دفاع از مردم هزاره. اما در کنار این تصویر رسمی، مجموعه‌ای از اسناد، اعترافات و روایت‌های منتشرشده وجود دارد که روایت کاملاً متفاوتی ارائه می‌دهد — روایتی که مزاری را نه یک رهبر مستقل، بلکه یکی از مهره‌های کلیدی پروژه نفوذ جمهوری اسلامی ایران در افغانستان معرفی می‌کند.

بر اساس روایت‌های تاریخی، مزاری پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، به‌دلیل فعالیت در دفاع از امام خمینی توسط ساواک بازداشت شد و در سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۶ در قم به توزیع اعلامیه‌ها و کتاب‌های امام خمینی می‌پرداخت. پس از پیروزی انقلاب، به افغانستان برگشت و سازمان «نصر» را تأسیس کرد؛ سازمانی که شعار رسمی‌اش «مرگ بر ضد ولایت فقیه» بود — شعاری که وابستگی ایدئولوژیک آن به تهران را آشکار می‌کرد.

– سید مهدی هاشمی — از اعضای اولیه سپاه پاسداران، مسئول «واحد نهضت‌های آزادی‌بخش» و نزدیک به بیت آیت‌الله منتظری — در اعترافات خود مزاری را یکی از حلقه‌های اصلی ایران در افغانستان معرفی می‌کند. در همین اعترافات، به نقش مزاری در حذف رقبای داخلی اشاره می‌شود؛ از جمله ترور عبدالحسین عاقلی در سال ۱۳۶۴ در گلشهر که راه را برای بی‌رقیب شدن مزاری در میان احزاب شیعه هموار کرد.

– در دهه ۱۳۶۰، در حالی که اکثر گروه‌های جهادی مستقیماً با ارتش شوروی می‌جنگیدند، در هزاره‌جات (بامیان، یکاولنگ، بهسود، دایکندی، دره‌صوف، چهارکنت، دهنه‌غوری) جنگ‌های خونین داخلی میان احزاب شیعه شعله‌ور شد. طبق برخی اسناد، شوروی به ایران هشدار داده بود که هر حمله‌ای از هزاره‌جات علیه شوروی را اقدام ایران تلقی خواهد کرد و در پاسخ، عراق را به پیشرفته‌ترین تسلیحات روسی مجهز می‌کند. نتیجه چه شد؟ به‌جای جنگ با شوروی، جنگ داخلی میان خود شیعیان افغانستان دامن زده شد — جنگی که یک دهه کامل این مناطق را به آتش کشید.

یکی از مهم‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین اسناد، اجازه‌نامه رسمی امام خمینی در سال ۱۳۵۹ به عبدالعلی مزاری است که به او اجازه می‌دهد وجوهات شرعی (زکات، مظالم عباد، سهم امام و سهم سادات) را در مناطق: مزار، چهارکنت، دره یوسف، پشتوند و دهنه‌غوری جمع‌آوری و مصرف کند.

http://www.imam-khomeini.ir/…/_%D8%AA%D8%B5%D8%AF%DB%8C…

منتقدان می‌گویند این پول‌ها نه برای فقرا، بلکه برای: تأمین مالی سازمان نصر، پرداخت به قومندان‌ها، خرید سلاح، جرای ترورهای درون‌جریانی، و تبلیغ سیاسی به نفع ولایت فقیه مصرف شد.

به زبان ساده: پول دین مردم تبدیل به سوخت جنگ داخلی و ابزار نفوذ سیاسی شد.

این شواهد، تصویر مزاری را به‌عنوان یک رهبر صرفاً مردمی و مستقل به‌شدت زیر سؤال می‌برد و او را در جایگاه یک بازیگر فعال در پروژه منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد؛ پروژه‌ای که هزینه‌اش را مردم افغانستان با جان، امنیت و آینده‌شان پرداختند.

سید احمدشاه حکمت

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button