پرورشگاه کابل و مرستون افشار؛ فاجعهای در دل فاجعه

نویسنده : سید احمد شاه حکمت
در روایتهای رسمی از فاجعه افشار، بیشتر از کشتار جمعی غیرنظامیان، تجاوز به زنان، غارت خانهها و کوچ اجباری مردم سخن گفته شده است؛ اما یکی از تاریکترین بخشهای این فاجعه، که کمتر در تاریخ ثبت شده، سرنوشت پرورشگاه افشار و مرستون افشار است؛ مکانهایی که برای حمایت از بیپناهترین انسانها ایجاد شده بودند، اما در فضای بیقانونی جنگهای تنظیمی به قربانگاه انسانیت تبدیل شدند.
پرورشگاه وطن محل نگهداری کودکان یتیم و بیسرپرست بود؛ کودکانی که پدر و مادرشان را در جنگها از دست داده بودند و دولت برایشان سرپناه، غذا و آموزش فراهم کرده بود. مرستون افشار نیز پناهگاه حدود ۳۸۰ زن و مرد بیخانمان، معلول و بیمار روانی بود.
پس از سقوط حکومت پیشین و با تسلط حزب وحدت اسلامی بر منطقه افشار، فضای ناامنی، خودسری نظامیان و فقدان هرگونه نظارت حقوقی، این دو نهاد حمایتی را عملاً بیدفاع ساخت. بر اساس روایتها و شهادتهای بازماندگان، کارکنان سابق، و شاهدان عینی، جنایاتی که در این مکانها رخ داد، ابعادی تکاندهنده دارد:
ده مورد از جنایات ادعاشده در پرورشگاه وطن و مرستون افشار
۱- تجاوز و قتل کودکان در پوستهها
بر اساس شهادتها، شماری از فرماندهان و افراد مسلح حزب وحدت اسلامی، کودکان دختر و پسر ۷ تا ۱۷ ساله را از پرورشگاه به پوستههای نظامی منتقل کرده و مورد تجاوز جنسی قرار میدادند. در مواردی که کودکان مقاومت میکردند، گفته میشود تعدادی از آنان به قتل رسیدهاند.
۲- تجارت کودکان در برابر مواد مخدر و پول
در روایتها آمده است که برخی کودکان پرورشگاه به افراد دیگر در برابر چرس، پول یا امکانات از سوی قوماندانان حزب وحدت واگذار و خرید و فروش میشدند. شاهدان از شکلگیری نوعی بازار سیاه بهرهکشی جنسی از کودکان در افشار، در دوره تسلط نیروهای حزب وحدت اسلامی، سخن گفتهاند.
۳- ازدواج اجباری دستکم ۱۰ دختر نوجوان
طبق روایتها، دستکم ۱۰ دختر نوجوان از پرورشگاه به نکاح اجباری برخی فرماندهان حزب وحدت اسلامی درآمدند.
۴- انتقال اجباری حدود ۴۰۰ کودک به مکتب مکروریان سوم
حدود ۴۰۰ کودک و نوجوان از پرورشگاه به مکتب مکروریان سوم – که محل تجمع نیروهای همپیمان حزب وحدت توصیف شده ، منتقل شدند. برخی خانوادهها توانستند با پرداخت پول یا دریافت مواد غذایی، تعدادی از این کودکان را بازگردانند؛ اما سرنوشت همهی آنان روشن نیست.
۵- قتل کودکانی که در شوروی تحصیل کرده بودند
برخی شاهدان گفتهاند گروهی از کودکانی که در دوره حکومت ببرک کارمل برای آموزش به شوروی فرستاده شده و بعداً به کابل بازگردانده شده بودند، به اتهام «کافر بودن» یا تحصیل در «کشور کفری» توسط نیروهای حزب وحدت اسلامی و اتحاد اسلامی کشته شدند.
۶- تجاوز به زنان بیمار روانی در مرستون افشار (حدود ۷۰ نفر)
از مجموع حدود ۳۸۰ زن و مرد تحت پوشش مرستون کابل در افشار، بنا بر روایتها، دستکم ۷۰ زن مبتلا به بیماریهای روانی که مردم آنها را دیوانه میگفتند مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند. گفته میشود تعدادی از این زنان در نتیجه این تجاوزها حامله شدند.
۷- بردن و قتل حدود ۵۰ دختر جوان برای سوءاستفاده جنسی
طبق شهادتها، حدود ۵۰ دختر جوان توسط نیروهای حزب وحدت اسلامی و متحدانشان برای «خوشگذرانی» و سوءاستفاده جنسی با خود برده شدند و سپس به قتل رسیدند.
۸- تجاوز و دفن دستهجمعی حدود ۴۰ کودک
در روایتها آمده است که حدود ۴۰ دختر و پسر کودک پس از تجاوز جنسی توسط نیروهای حزب وحدت اسلامی کشته شدند و اجسادشان بهصورت دستهجمعی در نزدیکی جمالالدین دفن شد.
۹- بردهگیری جنگی ۴۰ دختر جوان پشتون و معامله با اتحاد اسلامی
حدود ۴۰ دختر جوان پشتون از مناطق کارته سه و کارته چهار بهعنوان «غنیمت جنگی» جمعآوری شده و در قبال پول به اتحاد اسلامی واگذار شدند. بنا بر روایتها، عبدالرب رسول سیاف بعداً در اقدامی تبلیغاتی، این دختران را همراه با چادر به خانوادههایشان بازگرداند.
۱۰- ناپدیدسازی حداقل ۶۵ کودک پس از ورود نیروهای مهاجم
طبق روایت فردی به نام بابه قمبر و برخی شاهدان دیگر، پس از کشته شدن شماری از کودکان در اثر راکتباران، با ورود نیروهای شورای نظار و اتحاد اسلامی به افشار، دستکم ۶۵ کودک – که بیشترشان دختر بودند – با خود برده شدند و سرنوشتشان نامعلوم ماند. همچنین تعدادی از کودکان پنجشیری که خانوادههایشان را از دست داده بودند، پس از تسلط حزب وحدت بر افشار مفقود شدند و پیگیری اقوامشان بینتیجه ماند.
اگر حتی بخشی از این روایتها صحت داشته باشد، آنچه در پرورشگاه وطن و مرستون افشار رخ داده، نمونهای روشن از جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت، تجاوز سازمانیافته و بهرهکشی جنسی از کودکان است. این فاجعه نه در یک روز، بلکه در یک روند تدریجی و در سایه تسلط نظامی حزب وحدت اسلامی بر افشار شکل گرفت؛ روندی که کودکان بیپناه و بیماران روانی را به قربانیان خاموش جنگهای تنظیمی تبدیل کرد.
امروز بسیاری از بازماندگان این پرورشگاهها بالای چهل سال سن دارند و در داخل یا خارج از افغانستان زندگی میکنند. سازمانهای بینالمللی حقوق بشر میتوانند با شناسایی این افراد، ثبت شهادتها، بررسی محلهای دفن ادعاشده و تطبیق روایتها، گامی اساسی برای روشنشدن حقیقت و دادخواهی بردارند.



