دیدگاه

چرا ما در تذکره خودرا عرب نوشته نکردیم؟

نویسنده : استاد سید محمد رضا علوی

در کتاب «تذکرۀ عرب و سادات افغانستان» (که در دست اقدام است) جریان عرب افغان را این طور تعریف کرده ام:

…. مطلب دیگر این‌که عده‌ی از برادران عرب ما با لحن اعتراضی به‌ما گفتند چرا شما «سادات» در تذکرۀ خودتان قومیت تان را عرب نوشته نکردید؟

در جواب به‌ایشان گفتیم که درست است ما «سادات» عرب هستیم (عرب عدنانی هستیم) عرب در افغانستان طوایف کثیری را در بردارد؛ سادات بودن ما چیزی از عرب‌بودن ما کم نمی‌کند لکن مشکل این‌جا است که به‌دلیل کم‌کاری برادران عرب‌مان، هویت و قدرت عربی در افغانستان به‌محاق رفته است؛ حتی بزرگان عربی خودشان خودرا عرب نمی‌گویند؛ مثلاً صبغت الله مجددی که تا کرسئ ریاست جمهوری بالا رفت، یکبار خودرا عرب نگفت! عطا محمد نور هکذا، اسماعیل اکبر هکذا و دیگر و دیگر…

از این‌گذشته، هم‌اکنون که من این‌سطور را می‌نویسم یک کتاب صد صفحه‌ی مخصوص عرب افغان نیست که من با استناد به‌آن چیزی بنویسم! در حالی که برای «سادات» صدها کتاب انساب و مشجرات و تاریخ است. و روز به‌روز برجسته‌تر و پررنگ‌تر می‌شود، چون ما همواره موج می‌آفرینیم و خون می‌دهیم؛ به‌همین جهت ما دوست داریم، دشمن داریم و رقیب داریم…

درست است که عرب در تاریخ افغانستان قبل از حمله‌ی مغولان بسیار قدرتمند و همه‌کاره بودند، ولی پس از حمله‌ی مغولان هیچ شدند، زبان و هویت شان تضعیف شد، هرکدام رفتند با اقوام دیگر ادغام شدند، دست‌آوردها و افتخارات شان به‌جیب دیگر اقوام رفت… حتی از هویت و شخصیت‌های تاریخی خود هم نتوانستند حفاظت نمایند. مثلاً مولوی جلال الدین محمد بلخی ترک شد، تاجیک شد و حتی هزاره هم شد! اما هیچ عربی هیچ چیز نگفت!

هکذا محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بخاری جُعفی و دیگر و دیگر …

خوب، در چنین شرایط و اوضاع، ما هم اگر خود را عرب می‌نوشتیم، حتماً به‌سرنوشت همین‌ها دچار می‌شدیم. از دیگرسو، اگر ما به‌مردم عوام‏مان می‌گفتیم که قومیت خودرا عرب بنویسند، یک چهره‌ی برجسته‌ی «عرب ـ افغان» در ذهن آنان وجود نداشت که خودرا با او همانندسازی کنند. در نتیجه همه پراکنده می‌شدند وهرکدام به‌سوی می‌رفتند و خطر این وجود داشت که هویت سادات به‌کلی محو گردد. در صورتی که قرن‌ها است ما به‌عنوان «سادات» یک تنه تلاش کردیم و با همین هویت خود تحت عنوان «سادات» برای این کشور خون‌ها دادیم و افتخارات بی‌شمار برای کشور و مردم افغانستان کمائی کردیم…

مهم‏تر از همه این‏که «سیادت» یک ارزش بزرگ معنوی است که منشأ قدسی دارد، مردم و مؤمنین با شنیدن عنوان «سید» و دیدن سیمای یک فرد «سید» به‌یاد خدا و پیغمبر خدا می‌افتند و این خودش «ذکرالله است» پس ما چگونه می‏توانستیم به‏امحای این ارزش بزرگ الهی رضایت دهیم؟ بدین‌ترتیب ما با ثبت هویت «سادات» در دیتابس ملی، از امحای هویت قدسئ سادات پیش‌گیری کردیم، چون در ذهن هرفرد از سادات افغان صدها چهرۀ برجستۀ علمی، دینی، حکومتی، نظامی… از قوم سادات وجود دارند که به‌آن‌ها افتخار می‌کنند و مردم افغانستان هم ایشان و هم ما را باهویت پرافتخار «سادات» می‏ شناسند، چنان که سیدالعرب نیز هستیم …

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button