دیدگاهسادات افغانستانوبلاگ

جنبش هویت‌خواهی سادات افغانستان

به‌گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی جهاد فرهنگی، در تاریخ ۲۳ حوت ۱۴۰۴ خورشیدی (۱۴ مارس ۲۰۲۶)، در صفحه «سادات رپورتر» در پلتفرم TikTok، بخشی از سخنان کارشناسان در چهل‌وهشتمین نشست «سادات‌شناسی» منتشر شد. در این گزارش، ضمن بررسی روند تاریخی و اجتماعی جنبش هویت‌خواهی سادات در افغانستان، بر نقش تلاش‌های مدنی، فعالیت‌های فکری نسل جوان و پیگیری‌های نخبگان این جامعه برای تثبیت هویت و جایگاه حقوقی سادات در اسناد رسمی کشور تأکید گردید. همچنین به روند ثبت نام «سادات» در تذکره‌های الکترونیکی و پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن به‌عنوان یکی از دستاوردهای مهم این حرکت اشاره شد. تفصیل این بحث در ادامه قابل پیگیری است.

پیشینه تاریخی جایگاه سادات

به مناسبت هفتمین سالگرد تثبیت هویت و جایگاه حقوقی سادات افغانستان در تذکره‌ی الکترونیکی و اسناد رسمی این کشور در دوران بیست‌ساله‌ی حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان.

سادات از همان آغاز ورود اسلام به سرزمین افغانستان به‌عنوان یک قشر محترم و مورد احترام شناخته شده‌اند. نقش بزرگان سادات در تحولات علمی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی افغانستان برجسته بوده و سهم آنان در مبارزات استقلال‌طلبانه و سرنوشت این کشور در صفحات تاریخ ثبت است.

در میان مردم افغانستان، سادات همواره به‌عنوان «سرمایه‌ی معنوی» جامعه شناخته شده‌اند؛ سرمایه‌ای که ریشه در نسب آنان دارد. این قشر در طول تاریخ به‌عنوان مصلحان اجتماعی و خیرخواهان جامعه مطرح بوده و در بسیاری از تحولات مهم کشور نقش مثبت و سازنده‌ای ایفا کرده‌اند.

سادات افغانستان و مسیر تثبیت هویت حقوقی

با این حال، پس از برگزاری اجلاس بن و شکل‌گیری نظام جدید سیاسی در افغانستان، بحث قومیت و سهم‌بندی‌های قومی در عرصه‌ی سیاست کشور برجسته شد. این روند در دوره‌ی ریاست‌جمهوری حامد کرزی شدت بیشتری یافت و در نهایت نام ۱۴ قوم در قانون اساسی افغانستان درج گردید؛ اقدامی که در بسیاری از کشورهای جهان سابقه ندارد، زیرا معمولاً در قوانین اساسی نام اقوام به‌صورت مشخص ذکر نمی‌شود.

از همان زمان، رقابت‌ها و موج‌سواری‌های قومی افزایش یافت و اختلافات اجتماعی نیز در برخی موارد تشدید شد. حتی در میان بعضی از اقوام شناخته‌شده نیز انشعابات و شاخه‌های جدید قومی پدید آمد. هنگامی که برخی گروه‌ها به مطالبات مورد نظر خود دست نیافتند، هر تیره و تبار تلاش کرد هویت قومی مستقلی برای خود ثبت کند.

برای نمونه، در میان جامعه‌ی هزاره نیز گروه‌هایی خواهان ثبت هویت مستقل شدند. در برخی موارد حتی نام‌های جغرافیایی به‌عنوان قوم مطرح گردید؛ مانند «شیخ‌علی» که در اصل نام یک منطقه‌ی جغرافیایی است اما به‌عنوان قوم مطرح شد، یا «تایمنی» که در اصل نام یک جغرافیای مشخص است. برخی تحلیل‌گران معتقدند که رقابت‌های سیاسی و بی‌عدالتی‌های درون‌گروهی در میان برخی رهبران هزاره، به‌ویژه در دوره‌ی حضور چهره‌هایی چون خلیلی، محقق و دانش در ساختار قدرت، زمینه‌ی این انشعابات را در جغرافیای هزاره‌جات فراهم کرد.

در همین حال، سادات که در اجلاس بن، لویه‌جرگه و روند تصویب قانون اساسی حضور داشتند، به‌دلیل نگرانی از گسترش قوم‌گرایی، با درج نام اقوام در قانون اساسی موافق نبودند. از همین رو، برای درج نام سادات نیز به‌عنوان یک قوم اقدام نکردند.

اما با گذشت زمان، نبود نام سادات در قانون اساسی پیامدهایی به‌دنبال داشت. در برخی موارد اصل شایسته‌سالاری نادیده گرفته شد و تقسیم مناصب دولتی بر اساس سهمیه‌های قومی صورت گرفت. در چنین فضایی، نبود نام سادات در قانون اساسی باعث شد که بسیاری از افراد این جامعه از برخی حقوق و فرصت‌هایی که شایستگی آن را داشتند محروم شوند.

یکی از نمونه‌های مطرح در این زمینه، دکتر سید امیرشاه حسن‌یار است که در دوره‌ی دولت انتقالی حامد کرزی از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ سمت وزارت تحصیلات عالی افغانستان را بر عهده داشت.

مرحوم آیت‌الله محسنی در شورای علمای شیعه، با اشاره به بی‌عدالتی‌های آن دوره، در یکی از جلسات اجرایی، شورای علمای شیعه و با حضور جمع علما و نخبگان کشور چنین نقل کرده است: «زمانی که دکتر حسن‌یار از سمت وزارت تحصیلات عالی برکنار شد، من به حامد کرزی اعتراض کردم و گفتم در میان اعضای کابینه‌ی شما یکی از وزرای باتجربه و کارآمد دکتر حسن‌یار بود؛ چرا او را برکنار کردید؟»

آیت‌الله محسنی می‌گوید: «کرزی در پاسخ گفت که آقایان خلیلی و محقق بر من فشار آوردند تا او را برکنار کنم؛ زیرا این وزارت سهم هزاره‌ها است و حسن‌یار سید است. کرزی می‌گوید من به آنان گفتم که ما حسن‌یار را «سید هزاره» می‌دانیم، اما آنان این موضوع را نپذیرفتند و در نهایت مجبور شدم حسن‌یار را که یکی از وزرای کارآمد کابینه‌ام بود برکنار کنم.»

این‌گونه موارد سبب شد که بسیاری از سادات، به‌دلیل نبود نامشان در قانون اساسی، از برخی حقوق شهروندی و فرصت‌های حکومتی محروم شوند و در نتیجه برای تثبیت هویت و جایگاه حقوقی خود در اسناد رسمی کشور تلاش کنند.

پس از سقوط گروه طالبان و با حمایت جامعه‌ی جهانی، دولت موقت در افغانستان تشکیل شد. در همین راستا، لویه‌جرگه‌ی اضطراری از ۲۱ تا ۲۹ جوزای سال ۱۳۸۱ خورشیدی (۱۱ تا ۱۹ ژوئن ۲۰۰۲ میلادی) در کابل برگزار گردید. این جرگه بر اساس توافقات کنفرانس بن با حضور ۱۵۵۱ نفر از نمایندگان انتخابی و انتصابی تشکیل شد و حامد کرزی برای یک دوره‌ی ۱۸ ماهه به‌عنوان رئیس دولت انتقالی انتخاب گردید. در ادامه، روند تدوین و تصویب قانون اساسی نیز آغاز شد.

یکی از مواد بحث‌برانگیز این قانون، ماده‌ی چهارم قانون اساسی بود که در آن نام اقوام ذکر شد؛ موضوعی که بعدها برای جامعه‌ی افغانستان چالش‌هایی ایجاد کرد. از آنجا که در آن زمان بحث هویت قومی سادات به‌صورت رسمی مطرح نشد، بسیاری از سادات بعدها احساس کردند که از برخی حقوق شهروندی و فرصت‌های سیاسی محروم مانده‌اند.

سادات افغانستان در طول تاریخ با تمامی اقوام ساکن این سرزمین روابط تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی گسترده‌ای داشته‌اند و همواره مناسبات مسالمت‌آمیز خود را با سایر اقوام حفظ کرده‌اند.

با این حال، پس از درج نام ۱۴ قوم در ماده‌ی چهارم قانون اساسی و همچنین در سرود ملی از سال ۱۳۸۲ خورشیدی، مباحث هویتی و قومی به‌تدریج برجسته‌تر شد. برخی ناظران معتقدند این روند موجب کاهش شایسته‌سالاری و افزایش بی‌توجهی به حقوق شهروندی برخی گروه‌ها، از جمله سادات، شد؛ در حالی که در برخی منابع جمعیت سادات افغانستان تا حدود سه میلیون و سیصد هزار نفر برآورد شده است.

در زمان تصویب ماده‌ی چهارم قانون اساسی در خیمه‌ی لویه‌جرگه، بسیاری از بزرگان سادات با ذکر نام اقوام در قانون اساسی موافق نبودند؛ زیرا طرح مسائل قومی را عامل اختلافات اجتماعی می‌دانستند. به همین دلیل برای درج نام سادات به‌عنوان یک قوم اقدام نکردند.

اما با گذشت زمان، نبود نام سادات در قانون اساسی و ساختارهای رسمی کشور، به باور برخی فعالان اجتماعی، سبب کم‌توجهی و نادیده گرفته شدن جایگاه این گروه در عرصه‌های سیاسی و اداری شد.

در همین زمینه، ویدیویی از حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید محمدعلی جاوید در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. در این ویدیو، پژوهشگر و محقق کشور، سید جعفر عادلی حسینی از مورخ و صدر اعظم پیشین افغانستان، جناب آقای جاوید، چنین می‌پرسد:

«چرا بزرگان سادات که در متن حوادث سیاسی آن زمان حضور داشتند، از ذکر نام قوم سادات در قانون اساسی جلوگیری کردند؟ در حالی‌که بسیاری از اقوامی که در میان ۱۴ قوم رسمی قانون اساسی ذکر شده‌اند، جمعیتی به‌مراتب کمتر از سادات دارند. شما، مرحوم انوری، شهید کاظمی و مرحوم هادی که در لویه‌جرگه‌ی اضطراری حضور داشتید، چرا نام سادات را در قانون اساسی کشور درج نکردید؟

امروز این پرسش در ذهن بسیاری از سادات وجود دارد که چرا نام سادات در قانون اساسی گنجانیده نشد؟ آیا امکان آن وجود نداشت، یا عمداً از آن صرف نظر شد؟ اگر در آن زمان تلاش بیشتری صورت می‌گرفت، شاید امروز سادات از برخی حقوق شهروندی خود محروم نمی‌شدند و به‌عنوان یک قشر مستقل در قانون اساسی مطرح بودند.»

پاسخ دکتر جاوید چنین است:

«ما پیش از تصویب عمومی قانون اساسی، متن آن را ندیده بودیم و نمی‌دانستیم که در آن چه مطالبی نوشته شده است. ما در کمیسیون تدوین قانون اساسی نیز حضور نداشتیم و درباره‌ی ذکر نام اقوام در قانون اساسی اطلاعی نداشتیم.

زمانی که لویه‌جرگه برای تصویب قانون اساسی برگزار شد، نزدیک به سی کمیته تشکیل گردید که هر کدام بخش‌هایی از قانون اساسی را بررسی می‌کردند و ما از جزئیات کار آن کمیته‌ها آگاهی نداشتیم. در میان این کمیته‌ها، از سوی حامد کرزی یک هیئت چهار نفره تعیین شده بود که عبارت بودند از: محمد اشرف غنی، محمد حنیف اتمر، سید مصطفی کاظمی و فاروق وردک. این افراد به کمیته‌های مختلف سرکشی می‌کردند و بر روند کار نظارت داشتند.

من اصلاً خبر نداشتم که نام قومیت‌ها نیز در قانون اساسی ذکر شده است. از کسانی که شما نام بردید، به جز شهید کاظمی، هیچ‌کس دیگری از محتوای قانون اساسی اطلاع نداشت.

تا این‌که در روز آخر، زمانی که متن قانون اساسی نهایی شده بود و هر صفحه‌ی آن در کمیسیون‌ها تصویب و به امضای آقای مجددی رسیده بود، نسخه‌هایی از آن را میان شرکت‌کنندگان، وکلا و اعضای لویه‌جرگه توزیع کردند. یکی از آن نسخه‌ها را به من دادند و من شروع به خواندن آن کردم.

وقتی به بخش نام اقوام رسیدم، دیدم که حتی قرغیز و گوجر نیز در میان اقوام ذکر شده‌اند، اما نام سادات ـ که از اقوام بزرگ این کشور به شمار می‌روند ـ در آن نیامده است. در آن زمان شهید کاظمی در کنارم نشسته بود. من به‌عنوان اعتراض به او گفتم: آقای کاظمی! من خبر نداشتم که نام اقوام در قانون اساسی ذکر می‌شود، اما شما که در این کمیسیون‌ها راه داشتید و از جریان کار آن‌ها خبر می‌گرفتید، چرا این موضوع را مطرح نکردید؟

حتی قوم قرغیز که شاید بیش از دو هزار خانوار نباشند و در ارتفاعات بدخشان زندگی می‌کنند، در قانون اساسی ذکر شده‌اند؛ اما سادات که یکی از اقوام بزرگ این کشور را تشکیل می‌دهند و مردم افغانستان و همه اقوام این سرزمین آنان را می‌شناسند و جمعیت قابل توجهی نیز در نقاط مختلف کشور دارند، در قانون اساسی نیامده‌اند. سادات در افغانستان همواره مورد احترام بوده‌اند؛ آیا ممکن بود کسی با ذکر نام سادات مخالفت کند که این نام در قانون اساسی نیامده است؟

به او گفتم: چرا اعتراض نکردید تا نام سادات نیز در قانون اساسی آورده شود؟ در حالی‌که هیچ‌کس با ذکر نام سادات مخالفتی ندارد.

شهید کاظمی در پاسخ گفت: نه، زیبایی کار در این است که ما و شما در میان مردم خود باشیم و به‌عنوان قوم مستقل مطرح نشویم.

من به او گفتم: آقای کاظمی! شما در این مورد اشتباه می‌کنید. فردا همین مردم به شما خواهند گفت که هویت مستقل ندارید، زیرا نام‌تان در قانون اساسی نیامده است. این کار بسیار نادرست بود.

در آن زمان، آقای کاظمی می‌دانست، اما آقای انوری و آقای هادی از این موضوع اطلاع نداشتند و من هم نیم ساعت پیش از آن از این مسئله آگاه شده بودم.

من با آقای کاظمی در همین گفت‌وگو بودیم که آقای مجددی اعلام کرد: «کسانی که قانون اساسی را می‌پذیرند، برای تصویب از جای خود بلند شوند. در آن لحظه دیگر کار از کار گذشته بود.»

من بسیار ناراحت شدم. اگر پیش از آن از این موضوع آگاه می‌شدم، حتماً به یکی از کمیته‌ها می‌رفتم و این مسئله را مطرح می‌کردم و یقین دارم که پذیرفته می‌شد. من نیز در این موضوع تقصیری نداشتم. با این حال تصمیم من این است که اگر روزی لویه‌جرگه دوباره برگزار شود، این موضوع را به‌صورت جدی مطرح خواهم کرد و باید نام سادات در قانون اساسی ذکر شود و این کار حتماً باید انجام گیرد.»

جنبش هویت‌خواهی شورای ملیت و جوانان سادات افغانستان

با آغاز روند توزیع شناسنامه‌های الکترونیکی، به‌ویژه از اوایل دهه‌ی ۱۳۹۰ خورشیدی، مسئله‌ی هویت و درج قومیت در تذکره‌های الکترونیکی به یکی از مباحث مهم رسانه‌ای و اجتماعی تبدیل شد. بخشی از جامعه‌ی سادات، عدم درج نام «سادات» در پایگاه داده‌ی شناسنامه‌های الکترونیکی را نوعی هویت‌زدایی تلقی کرده و با ایجاد نهادها، شوراهای اجتماعی و حرکت‌های مدنی، خواستار ثبت نام سادات در سیستم ملیت و ثبت هویت شدند.

از همان سال‌ها، حرکت‌های فکری و مدنی نسل جوان سادات از طریق شبکه‌های اجتماعی، نشست‌های علمی و گردهمایی‌های مردمی آغاز شد. اهداف این فعالیت‌ها شامل آگاهی‌دهی درباره‌ی حقوق شهروندی، پاسداشت شخصیت‌های علمی و فرهنگی سادات، انسجام اجتماعی، رفع اتهامات تاریخی و تثبیت هویت و جایگاه حقوقی سادات در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور بود.

در سال‌های بعد، نشست‌های متعدد در منازل شخصیت‌های سیاسی و دفاتر نهادهای مدنی سادات برگزار شد تا هم احساسات نسل جوان کنترل شود و هم پیگیری حقوق شهروندی صورت گیرد. کمیسیون‌هایی با حضور علما، نخبگان و فعالان اجتماعی شکل گرفت و نهادهایی چون شورای ملیت سادات، شورای صلح سادات، جرگه‌ی سادات، سازمان جوانان سادات و شورای هماهنگی سادات با هدف انسجام اجتماعی و پیگیری هویت حقوقی سادات اعلام موجودیت کردند.

آغاز حرکت فکری و عدالت‌خواهی جوانان سادات

چنانچه قبلاً یاد آوری شد که در سال ۱۳۸۹ خورشیدی، گروهی از جوانان سادات با درک عمیق از وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور و تجربه طولانی محرومیت و خفقان، تصمیم گرفتند برای احقاق حقوق قوم خود اقدام کنند. آن‌ها متوجه شدند که سادات، با وجود نقش مؤثر در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان، در تقسیم‌بندی‌های سیاسی و ساختارهای حکومتی به حاشیه رانده شده و هویتشان نادیده گرفته شده است.

با توجه به محدودیت‌های سیاسی و فضای امنیتی بسته، این جوانان مسیر کار فکری و آگاهی‌بخشی را انتخاب کردند. هدف اصلی آن‌ها، روشن کردن جامعه، به‌ویژه نسل جوان، نسبت به اهمیت هویت سادات و ضرورت حضور فعال این قوم در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی بود.

از طریق انتشار مطالب تحلیلی، راه‌اندازی گروه‌ها و صفحات مجازی، و برگزاری جلسات محدود در مساجد، جوانان سادات تلاش کردند افکار عمومی را نسبت به حقوق پایمال‌شده و جایگاه نادیده‌گرفته‌شده قوم خود آگاه سازند. این فعالیت‌ها پایه‌ای شد برای جنبشی که نه تنها به دنبال احقاق حقوق سادات بود، بلکه الگویی از همبستگی، عدالت‌طلبی و مقابله با تبعیض قومی ارائه می‌داد.

شعار راهبردی آن‌ها روشن بود:

«من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، همه برمی‌خیزند.»

این شعار نشان می‌داد که هر تغییر و اصلاح اجتماعی از پایین‌ترین سطح جامعه آغاز می‌شود و با مشارکت فردی، به گفتمانی فراگیر تبدیل می‌گردد.

اوج تلاش‌های هویت‌خواهی (۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴ خورشیدی)

در نخستین اقدام، جوانان ارتباط خود را با ستر جنرال مرحوم سید حسین انوری برقرار کردند و ضرورت درج نام سادات در شناسنامه‌های الکترونیکی را مطرح نمودند. مرحوم انوری با دعوت از چهره‌های سیاسی جلساتی برگزار کرد و هشدار داد که اگر در کنار جوانان قرار نگیرند، این حرکت مستقل ممکن است آسیب‌پذیر شود. با این حال، برخی سیاسیون محافظه‌کارانه عمل کردند و جلسات را ترک نمودند یا اقدامات جوانان را به خیر و صلاح سادات ندانستند.

با وجود این مخالفت‌ها، جوانان خودجوش از حرکت باز نماندند و فعالیت‌های خود را در شبکه‌های اجتماعی گسترش دادند. آن‌ها گروه‌ها و صفحات مجازی ایجاد کردند تا درباره‌ی تاریخ، هویت و جایگاه سادات به بحث و تبادل نظر بپردازند، نسل جوان را جذب جریان هویت‌خواهی کنند و آنان را به مشارکت فعال تشویق نمایند.

این فعالیت‌ها نه تنها در افغانستان، بلکه در سطح جهانی نیز گسترش یافت و سادات از سراسر جهان در فضای مجازی و واقعی به این مطالبه حقوقی پیوستند. این اقدامات مهم‌ترین نقطه‌ی آغاز حرکت مستقل و فکری جوانان سادات محسوب می‌شوند.

اعتراضات مدنی و پیگیری موضوع هویت‌خواهی، از جمله جمع‌آوری مستندات و برگزاری جلسات محدود با برخی بزرگان سادات مانند سید محمدعلی جاوید، سید محمد هادی «هادی» و سید علی کاظمی، نشان‌دهنده‌ی عزم جوانان برای ادامه‌ی حرکت‌های مدنی و مطالبه‌گری مستقل از جریان‌های سیاسی سنتی بود.

از جمله اقدامات عملی می‌توان به برگزاری گردهمایی‌های بزرگ، جمع‌آوری هزاران امضا در کابل و سایر ولایات، برگزاری تظاهرات مدنی در بامیان و بلخ و تشکیل کمیسیون‌های پیگیری درج نام سادات در شناسنامه‌های الکترونیکی اشاره کرد. این حرکت‌ها با حمایت برخی شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی، به‌ویژه مرحوم سید حسین انوری، تقویت شد و مسئله‌ی هویت‌خواهی سادات به یک گفتمان عمومی در میان نسل جوان و تحصیل‌کرده تبدیل گردید.

اولین گردهمایی علنی سادات در مسجد جامع امام رضا (ع)– خوشحال خان با حضور بیش از ۶۰۰ نفر از بزرگان، نخبگان و ریش‌سفیدان برگزار شد.

پیگیری عملی درج نام قوم سادات در سیستم تذکره‌های الکترونیکی وزارت امور داخله توسط مرحوم ستر جنرال سید حسین انوری، آغاز مرحله‌ی جدیدی از فعالیت‌های آگاهی‌بخشی و تجلیل از مفاخر و شخصیت‌های مؤثر سادات در جامعه بود.

این اقدامات مهم‌ترین گام‌های عملی بودند که جریان هویت‌خواهی و عدالت‌طلبی قوم سادات را وارد مرحله جدیدی کردند. اولین واکنش‌ها نسبت به این موضوع در سال ۱۳۹۳ خورشیدی شکل گرفت، زمانی که بحث هویت اقوام، مخصوصاً سادات معظم، در شناسنامه‌ی الکترونیکی سروصدا ایجاد نمود.

پس از برگزاری نشست‌های مشترک جوانان، که به «جوانان خودجوش» معروف بودند، دیدارهای جداگانه‌ی شورای ملیت سادات و جوانان خودجوش سادات با مرکز دیتابیس انجام شد. سید ناصر عطایی، رئیس شورای ملیت سادات، زمینه‌ی دیدار با مسئولان اداره‌ی ثبت‌نام شناسنامه‌های الکترونیکی، از جمله زمری باهری را فراهم نمود.

25 حوت ۱۳۹۳ خورشیدی، مرحوم سید حسین انوری با حضور سید جعفر عادلی حسینی، سید ناصر عطایی و همراهی جمعی دیگر از نسل جوان سادات از ریاست ثبت‌نام و توزیع شناسنامه‌های الکترونیکی دیدن کردند. زمری باهری، رئیس ثبت‌نام و توزیع شناسنامه‌های الکترونیکی، روند توزیع شناسنامه‌ها، ثبت اطلاعات هویتی و چالش‌های موجود را شامل چهار مرحله‌ی آن از قبیل جمع‌آوری اطلاعات، تثبیت هویت، ثبت‌نام و توزیع سند هویتی به تفصیل شرح‌داد. در این نشست همچنین اعلام شد که از میان جمعیت تخمینی ۳۵ میلیونی کشور، میلیون‌ها نفر فاقد تذکره کاغذی بوده و تثبیت هویت آنان از چالش‌های اساسی این روند است. در این دیدار تأکید شد که قومیت در خود شناسنامه درج نمی‌شود، اما در دیتابیس ثبت احوال نفوس ثبت می‌گردد و همه‌ی اقوام کشور، از جمله سادات، در سیستم اطلاعاتی حضور دارند.

مرحوم انوری ضمن بررسی روند ثبت اطلاعات و چالش‌های موجود، تأکید کرد که همه مردم باید به یکدیگر احترام داشته و حقوق شهروندی برای همه محترم شمرده شود. مرحوم انوری مسئله‌ی ثبت ملیت و قومیت را یکی از دغدغه‌های اساسی مردم افغانستان دانست و هشدار داد که نادیده گرفتن هویت گروه‌های جمعیتی می‌تواند پیامدهای اجتماعی و مدنی به همراه داشته باشد. وی تأکید کرد که قوم‌گرایی از منظر ملی و عقلانی مردود است، اما بی‌توجهی به حقوق مساوی شهروندان، زمینه‌ی واکنش‌های اجتماعی را فراهم می‌سازد. او همچنین ضرورت ملاقات مسالمت‌آمیز سادات با رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی را مطرح کرد، اما به‌دلیل ارتحال مرحوم انوری، این دیدار عملی نشد.

چالش‌ها و موانع سال 1395 خورشیدی

درگذشت سترجنرال سید حسین انوری، حامی درج نام سادات، که خلأ حمایتی و افزایش موانع را ایجاد کرد.

دستور سرور دانش، معاون ریاست‌جمهوری، برای حذف نام «سادات» از لیست اقوام رسمی.

برخورد تبعیض‌آمیز و نادیده گرفتن حق هویتی سادات در سیاست‌ها و سیستم اداری.

ضعف نمایندگی سادات در ساختار قدرت و کمبود حمایت علنی از سوی سیاستمداران.

محدودیت رسانه‌ای و تحریف روایت‌ها، که ضرورت استفاده از فضای مجازی و فعالیت مستقل را افزایش داد.

راهبردهای عملی

انسجام و برنامه‌ریزی هدفمند برای مقابله با اقدامات تبعیض‌آمیز.

گسترش مبارزات فکری و مدنی در شبکه‌های اجتماعی و محافل آنلاین.

تمرکز بر آگاهی‌بخشی، نشر اسناد تاریخی و معرفی مفاخر سادات برای تقویت هویت قومی و سیاسی.

آماده‌سازی زیرساخت‌های سازمان‌یافته برای ادامه‌ی مبارزه در مقابل موانع دولتی و سیاسی.

زیرساخت‌ها و نهادهای هویت‌خواهی سادات

حرکت هویت‌خواهی سادات با تمرکز بر تشکیلات منسجم و فکری شکل گرفت تا تلاش‌های پراکنده را به جریان فراگیر و مؤثر تبدیل کند. شوراها و سازمان‌ها، بستر روشنگری، همگرایی و توانمندسازی سیاسی و اجتماعی سادات بودند.

نهادهای اصلی و نقششان

1. شورای ملیت سادات افغانستان به رهبری سید ناصر سادات عطایی.

2. روند فکری انقلاب سبز به رهبری سید حسن موسوی.

3. شورای صلح سادات، به رهبری سید پادشاه حسینی کنری( هرچند این شورا از دهه‌ی شصت تشکیل شده بود.)

4. جرگه‌ی سادات به رهبری سید کبیر امیری گردیزی.

5. سازمان جوانان سادات افغانستان، به رهبری سید جواد حسینی و شهید سید مرتضی سادات.

6. شورای رسالت، به رهبری سید نادر شفق بامیانی.

7. گروه ۱۲ نفری تثبیت هویت سادات به رهبری سید یاسین قنبری.

8. شورای هماهنگی سادات و امثالهم اعلام موجوديت نمودند و نهادهای زيادی با اهداف گوناگون در هوتل کانتیننتال، سالن مطبوعات وزارت اطلاعات و فرهنگ و دفاتر شوراها و نهادهای متعدد سادات با حضور آقايان؛ سید منصور نادری، سید محمدعلی جاويد، سید اسحاق گیلانی، سید محمد هادی «هادی»، سید حامد گیلانی، سید رحمت‌الله مرتضوی، سید پادشاه حسینی، سید جعفر عادلی حسینی، سید امیر تحسین، سیدناصرعطايی، سیدکبیر امیرى، سید خلیل‌الله انوری، سید حسین اشراق حسینی، سید حسن سید، سید حسین واعظ‌زاده بند امیر، سید مهدی ثاقب، سید عبدالناصر يعقوبی، سید احمدشکیب منتظری، سید على کاظمى، سید جواد حسینی، سید مهدى انورى، سید محمد سعیدی، سید حسین مصطفوی، سید محمد آقا هاشمی پروانی، سید عبدالغفور ابراهیمی، سید محمد علوی، سید عارف امین‌زاده، سید باقر حسینی واعظی، سید صفی‌الله عابدی موسوی، سید جواد هاشمی و جمعی از جوانان در محوريت سید حسن موسوی برای بیرون رفت از اين معضلات تشکیل جلسه دادند. ایجاد اتحاد میان شوراهای مختلف و مشارکت در تصمیم‌گیری‌های ملی. ارائه رویکرد ساختاریافته و استراتژیک برای متحدسازی سادات و پیگیری حقوق آنان. محور حضور جوانان و فعالیت‌های عملی برای تثبیت هویت و حقوق شهروندی سادات. جلسات کانتیننتال بعد از رحلت مرحوم انوری صورت گرفت و علاوه بر جلساتی توسط جوانان، هزاران امضاء جمع‌آوری شد و در نهايت يکسال قبل کمیسیونی با اشتراک وزارت عدلیه و ديگر نهادها تشکیل يافته بود، سترمحکمه‌ی افغانستان براساس مکتوب رياست جمهوری اظهار نموده بود که سادات همانند 14 قوم که در قانون اساسی کشور آمده هیچ مشکل قانونی ندارد که نام‌شان در تذکره‌ی الکترونیکی درج شود.

فعالیت‌های عملی و روند فکری جنبش «انقلاب سبز» (۱۳۹۶ خورشیدی)

1. تشکیل روند فکری انقلاب سبز

این جنبش پاسخ سازمان‌یافته‌ای به نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌های تاریخی و ساختاری علیه سادات و سایر اقشار محروم بود. محورهای فکری آن بر سه اصل عدالت، برابری و مشارکت ملی تعریف شد و هدف اصلی، ایجاد جریان فکری و عملی برای احقاق حقوق سادات در ساختار اجتماعی و سیاسی کشور بود.

2. انسجام نیروهای عدالت‌خواه

شبکه‌های ارتباطی میان فعالان مدنی و نخبگان سادات شکل گرفت و گفتمان‌های فکری، نشست‌های تحلیلی و جلسات مشترک برای هماهنگی نیروهای عدالت‌خواه برگزار شد. این انسجام، بستری برای حرکت‌های جمعی و سازمان‌یافته فراهم کرد.

3. آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی

بیانیه‌ها و مقالات تحلیلی درباره حقوق، تاریخ و جایگاه سادات منتشر شد و از شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها برای رساندن پیام عدالت‌خواهی به سراسر افغانستان استفاده شد. محافل خصوصی و جلسات آموزشی نیز برای ایجاد خودآگاهی هویتی در میان جامعه سادات برگزار گردید.

4. مبارزه مدنی و اقدام عملی

جنبش از طریق تجمع‌های مسالمت‌آمیز، گفت‌وگو با مقامات مسئول، پیگیری ثبت قانونی سادات در تذکره‌های الکترونیکی و تشکیل کمیسیون‌های پیگیری توسط بزرگان سادات اقدام عملی کرد. همچنین نشست‌ها و کنفرانس‌های خبری، فشار رسانه‌ای و عمومی بر نهادهای مسئول را افزایش داد.

5. تقویت همبستگی و وحدت سادات

نشست تاریخی بزرگان سادات در هتل کانتیننتال برگزار شد تا اتحاد و همبستگی در برابر نادیده گرفته شدن حقوق سادات به نمایش گذاشته شود. مدیریت اختلافات داخلی و ایجاد اجماع برای تمرکز بر اهداف مشترک جنبش از اولویت‌های اصلی بود.

5. فعالیت‌های عملی – جمع‌آوری طومار عدالت برای سادات

گردهمایی مردمی در پل کوته‌سنگی (۴ و ۵ جوزا ۱۳۹۷ / ۲۰۱۸)

حرکتی سازمان‌یافته برای اعتراض به تبعیض و حذف سیستماتیک سادات از ساختارهای حکومتی و اجتماعی برگزار شد. نامه‌ای رسمی به سه زبان (دری، پشتو و انگلیسی) تهیه و برای جمع‌آوری امضا از مردم ارائه گردید.

6. مشارکت گسترده جامعه سادات

فرهنگیان، دانشگاهیان، کسبه و بزرگان قومی در این حرکت شرکت کردند و بیش از ۱۲ هزار امضا طی دو روز جمع‌آوری شد، که نشان‌دهنده وحدت و همبستگی گسترده جامعه سادات بود.

7. پیام و اهداف حرکت

به رسمیت شناخته شدن هویت سادات به‌عنوان یکی از پنج قوم بزرگ افغانستان

برخورداری از حقوق برابر در تمامی عرصه‌های سیاسی و اجتماعی

ایجاد الگویی از مبارزه مسالمت‌آمیز و مطالبه حقوق عادلانه

8. بازتاب رسانه‌ای و تأثیرگذاری

پوشش گسترده داخلی و بین‌المللی حرکت، ارسال طومارها به ریاست جمهوری، شورای ملی و سازمان ملل، و رساندن صدای جامعه سادات به دولت و نهادهای بین‌المللی از مهم‌ترین نتایج این مرحله بود.

9. نمادها و شعارهای وحدت

شعارهایی مانند «من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، همه برمی‌خیزند» و «بی‌عدالتی ریشه ملت‌شدن را می‌خشکاند» به نماد وحدت و ایستادگی مردم در برابر تبعیض تبدیل شدند.

10. گسترش جنبش «امضا برای عدالت» (۱۳۹۷/۲۰۱۸)

11. انسجام و حمایت سراسری

پس از موفقیت اولیه، بزرگان و نخبگان سادات از ولایات مختلف به روند پیوستند. جلسات مشورتی در کابل برگزار شد تا مراحل بعدی تعیین و از نفوذ افراد منفعت‌طلب جلوگیری گردد.

12. تدوین برنامه سه مرحله‌ای برای ارائه طومارها

الف) ریاست جمهوری

ب) نمایندگان پارلمان

ج) دفتر سازمان ملل در افغانستان

در صورت بی‌توجهی حکومت، تجمع‌های گسترده مردمی و پیگیری بین‌المللی نیز پیش‌بینی شد.

13. تجمع‌ها و حرکت‌های محلی

کابل: گردهمایی در مسجد امام رضا (ع) با حضور بزرگان، علما و فعالان مدنی

مزار شریف: حضور گسترده جوانان و بزرگان سادات

هرات: برگزاری کنفرانس خبری و امضای طومار

بامیان: جمع‌آوری بیش از ۶۰۰۰ امضا با پوشش رسانه‌ای و هماهنگی با یوناما

غزنی: گردهمایی سادات مرکز و منطقه ششپر

14. حرکت‌های بین‌المللی و حمایت مهاجرین

ایران: تهران، مشهد، کرج و دلیجان – همایش‌ها و جمع‌آوری امضا

اروپا: کمپین امضای الکترونیکی و جلب توجه نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری

تثبیت هویت و حقوق سادات در افغانستان

پس از ثبت رسمی نام سادات در شناسنامه‌های الکترونیکی، تمرکز جنبش بر تثبیت جایگاه سیاسی سادات و حضور فعال آنان در ساختارهای تصمیم‌گیری قرار گرفت. این مرحله با هدف جلوگیری از تحریف تاریخ و شایعات نادرست درباره سادات و همچنین تقویت آگاهی عمومی نسبت به هویت و حقوق این قوم دنبال شد.

روش‌ها و اقدامات عملی

انتشار اسناد و تحلیل‌های مستند برای مقابله با روایت‌های تحریف‌شده تاریخی.

بهره‌گیری از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی برای اطلاع‌رسانی و تقویت گفتمان هویت‌خواهی.

حمایت از چهره‌های فعال سادات و ایجاد تریبون برای حضور آنان در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی.

روشنگری درباره وقایع تاریخی مهم مانند حادثه افشار، کودتای ۲۳ سنبله، قتل‌عام یکاولنگ و دیگر فجایع مرتبط با سادات.

ایجاد محافل فکری و جلسات آنلاین برای انسجام جامعه سادات و افزایش آگاهی نسبت به حقوق و سهم سیاسی آنان.

تمرکز بر تثبیت سهم سیاسی سادات در بدنه دولت و جلوگیری از تصمیم‌گیری دیگران به جای این قوم.

تقدیر از پیشگامان هویت‌خواهی سادات

جنبش هویت‌خواهی سادات، محصول تلاش و ایستادگی جمعی بود و نقش افراد برجسته در این مسیر غیرقابل انکار است:

سید محمدرضا علوی: پیشگام روشنفکری و اولین صدای اعتراض در میان سادات. با انتشار نوشته‌ها و کتاب «موقعیت سادات در معادلات درون‌قومی»، بذر همبستگی و خودآگاهی هویتی را در جامعه سادات کاشت.

سید جعفر عادلی حسینی: پژوهشگر متعهد و معمار تاریخ سادات؛ کتاب جامع «کوثرالنبی؛ پژوهشی در تاریخ سادات افغانستان» با حدود ۱۵۰۰ صفحه، ریشه‌ها و جایگاه تاریخی سادات را مستندسازی کرده و سهم مهمی در تثبیت هویت آنان دارد.

سید حسن موسوی: حامی مالی اقدامات نسل جوان و استقلال طلبی آنان، نمایانگر غیروابستگی جنبش به جریان‌های سیاسی و حکومتی.

حجج اسلام سید محمد علی جاوید، سید رحمت‌الله مرتضوی و سید محمد هادی «هادی»: پس از مرحوم انوری، حضور مستمر آنان در جلسات و نشست‌ها، دفاع از حق مشروع سادات و تثبیت هویت آنان را تضمین کرد.

سید محمد باقر واعظی: فعال فکری و رسانه‌ای که با هدایت گفتمان‌های عدالت‌خواهانه و استراتژی‌های مدنی و سیاسی، مسیر حرکت جریان‌های عدالت‌طلب سادات را مشخص نمود.

سایر جوانان فعال رسانه‌ای و کمپین‌های هویت‌خواهی: سید امید میری، سید صفی‌الله عابدی موسوی، سید حسین شاه کاظمی، سید مجتبی مهدوی، سید شریف سادات، سید حسن شاه عالمی، سید علی سینا موسوی، سید حسین حسینی، سید حاجی حسین حیدری، سیده مرضیه موسوی، سیده خدیجه حسینی و دیگران که نقش چشمگیری در گسترش و انسجام حرکت داشتند.

پیام و دستاوردها؛ نقش «روند فکری انقلاب سبز»

جنبش سادات دیگر محدود به یک ولایت یا قشر نبود و به یک مطالبه ملی و بین‌المللی تبدیل شد. اتحاد سادات و هماهنگی با دیگر اقوام محروم پیام واضحی به دولت و جامعه جهانی ارسال کرد: هویت و حقوق سادات باید به رسمیت شناخته شود.

این روند، چارچوبی مستقل، مردمی و فراگیر برای ادغام تلاش‌های پراکنده و تبدیل آن‌ها به جریان جمعی فراهم کرد.

شعارهای راهبردی:

«من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، همه برمی‌خیزند» – مسئولیت فردی و حرکت جمعی.

«ناعدالتی ریشه ملت شدن را می‌خشکاند» – هشدار به جامعه و مدعیان رهبری.

نتیجه نهایی

با حضور شخصیت‌های تأثیرگذار و نهادهای موثر، و همکاری اعضای «روند فکری انقلاب سبز» در جمع‌آوری طومارها و ایجاد حضور مردمی حتی در شرایط ناامن، ثبت نام سادات به‌عنوان قوم مستقل در اسناد ملی در ۲۱ حوت ۱۳۹۷ خورشیدی (۱۱ مارس ۲۰۱۹) در جلسه تاریخی قصر سلام خانه ارگ ریاست جمهوری، توسط رئیس‌جمهور محمد اشرف غنی انجام شد.

رئیس‌جمهور ضمن قدردانی از مرحوم سید حسین انوری، فرمان تقنینی ثبت سادات به‌عنوان قوم مستقل را صادر کرد. بیش از هزار نفر از بزرگان سادات و دیگر اقوام در این مراسم حضور داشتند و این اقدام نقطه عطفی در تثبیت حقوق هویتی و سیاسی سادات افغانستان محسوب شد.

این موفقیت نتیجه تلاش گسترده اقشار مختلف جامعه، علما، دانشمندان، سیاسیون، متنفذین، قلم‌به‌دستان، فعالان رسانه‌ای و لشکر سایبری جوانان بود که با مبارزه خستگی‌ناپذیر خود، جایگاه هویتی و حقوقی سادات را دوباره در تاریخ کشور تثبیت کردند.

‌پایگاه اطلاع‌رسانی جهاد فرهنگی / ۲۳ حوت ۱۴۰۴ / ۱۴ مارس ۲۰۲۶

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button