دیدگاه

نکاتی چند در باب سادات ستیزی

سید احمدشاه حکمت

فضای توهین و تحقیر اقوام در این چند سال به شدت بالا رفته است. مخصوصا توهین برخی از سادات ستیزان به ادرس قوم سادات تاسف آور است. بخش بزرگی از جامعه هزاره با این ناهنجاری و رفتار و گفتار غیر عقلانی و توهین و هتک حرمت به سایر اقوام کاملا مخالفند. تعداد انگشت شماری هستند که با گروگان گرفتن احساسات مردم و شعار مدینه فاضله برای هزاره ها تصور میکنند با توهین به سادات میتوانند به اهداف شوم و غیر انسانی خود برسند. آنان با مطرح کردن اینکه سادات برتری طلب هستند تلاش دارند میان سادات و هزاره شکاف عمیق بوجود آورند و این شکاف را مثل سونامی به سایر اقوام انتقال میدهند. در حالیکه نمیدانند سادات همیشه موضعی صلح طلبانه و زندگی مسالمت آمیز در کنار برادران و خواهران هزاره خود داشته اند، حداقل در این شرایط و در سال 2025 هیچ جوان، نوجوان و میانسال سادات نه تنها دیدگاه تفوق گرایانه و برتری جویانه ندارند بلکه همواره میخواهند بعنوان هموطن، هم فرهنگ، هم کیش و هم مذهب در کنار هم باشند و رفیقانه زندگی اجتماعی را پیش ببرند. اگر فرصتی شد چهره تبارگرایان را معرفی میکنم و اینکه آنها چه هدفی داشته اند؛ من آنها را بصورت درست و مستند نقد میکنم و تمام اندیشه های نژادپرستانه شان را به تصویر میکشم تا همه بدانند آنها چه اهدافی را دنبال میکردند.

سادات و هزاره دو بال پروازند، دشمنی میان این دو قوم محترم نه تنها سودی ندارد بلکه آب به آسیاب دشمن ریختن است. من همانطوریکه گفتمان تند سید علوی را رد میکنم به همان اندازه دیدگاه قومگرایانه دای فولادی و رویش را محکوم میکنم. هر دو طرف به پاره گی ریسمان اتحاد میان دو قوم تلاش دارند. هر دو طرف این غائله به شدت دچار سادیزم فکری هستند و عقده های پنهانی دارند که آنرا بر سر دوم قوم خالی میکنند.

هر جوان سید و هر جوان هزاره خاطرات زیادی در با هم بودن، با هم خندیدن و هم سرنوشت بودن داشتند و دارند، از وقتی در دشت برچی از صنف مکتب تا میدان ورزشی شانه به شانه هم قد راست کردند تا اینکه در دهمزنگ و مساجد و کورس ها و خیابان ها قد های شان شکست و در انفجار و و انتحار در کنار هم جان خود را از دست دادند. سادات و هزاره از بامیان و غزنی و دایکندی گرفته تا جاغوری و بهسود و غور و هر جای این سرزمین به یک زبان، به یک لهجه و با یک فرهنگ زندگی کردند، بسیاری از هزاره ها و سادات که مطلب مرا میخوانند تایید میکنند که بیشتر از تاجیک و پشتون در کنار هم بودند، در میهمانی ها، در عروسی ها، در غم و ماتم و در همه خوب و بد و سختی و آسانی همدیگر را در آغوش میکشیدند و با هم همنفس روزهای دشوار تاریخ بودند.

پس بیاییم نه سید و نه هزاره بلکه در کنار هم انسان باشیم.

سید احمدشاه حکمت

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button