دیدگاهسادات افغانستان

سادات افغانستان؛ سرمایه‌ای که نباید پراکنده بماند

نویسنده:سید جعفر عادلی حسینی

سادات افغانستان؛ سرمایه‌ای که نباید پراکنده بماند

آغاز یک بیداری تاریخی از دل ظرفیت‌ های فراموش‌شده


نخستین نکته اساسی، توجه به یک واقعیت مهم است: مشکل سادات افغانستان، فقدان ظرفیت نیست؛ مشکل اصلی، پراکندگی ظرفیت‌ها و ناتوانی در تبدیل سرمایه فردی به سرمایه جمعی است.


در میان سادات افغانستان، دانشمندان، علما، استادان دانشگاه، نویسندگان، پژوهشگران، خبرنگاران، فرهنگیان، فعالان اجتماعی، متخصصان، جوانان تحصیل‌کرده و شخصیت‌های اثرگذار فراوان وجود دارند. آثار و پژوهش‌هایی درباره تاریخ، هویت و جایگاه سادات نیز در سال‌های گذشته پدید آمده است. این آثار، با وجود تفاوت در دیدگاه‌ها و روش‌های تحقیق، نشان می‌دهند که جامعه سادات از ظرفیت علمی و پژوهشی قابل توجهی برخوردار است.
اما پرسش اصلی این است: چرا این سرمایه‌ها در کنار یکدیگر قرار نمی‌گیرند؟ چرا پژوهشگر با رسانه ارتباط منظم ندارد؟ چرا رسانه از ظرفیت پژوهشگران به اندازه لازم استفاده نمی‌کند؟ چرا نسل جوان از تجربه نسل‌های پیشین بهره کافی نمی‌برد؟ چرا استاد دانشگاه، عالم دین، خبرنگار، نویسنده، متخصص، فعال اجتماعی و جوان تحصیل‌کرده، هرکدام جزیره‌ای جدا از دیگری‌اند؟
از این منظر، مسئله «نبودن صدا» نیست؛ مسئله پراکنده بودن صداها است. مسئله نبودن تاریخ نیست؛ مسئله انتقال ندادن تاریخ به نسل جدید است. مسئله نبودن نخبه نیست؛ مسئله تبدیل نکردن نخبگان به یک سرمایه اجتماعی و سیاسی مشترک است.


بازگشت به معیار شایستگی
یکی از نکات مهمی که باید در این بحث مورد توجه قرار گیرد، این است که در بخش‌هایی از تاریخ اجتماعی تشیع افغانستان، پیش از تحولات چند دهه اخیر، در بسیاری از محیط‌های مذهبی و اجتماعی، شایستگی، علم، تقوا، خدمت و توانایی افراد می‌توانست بر تعلقات قومی مقدم باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد اسحاق اخلاقی در کتاب «هزاره در جریان تاریخ»، جلد دوم، صفحه ۵۴۶، هنگام یادکرد از خدمات آیت‌الله میرعلی احمد حجت کابلی و برادران ایشان، علامه سید محمدکاظم بلبل و آیت‌الله سید جلال شریعت، می‌نویسد:
«حضرت آیت‌الله حجت با برادرانش سید محمدکاظم بلبل و سید جلال شریعت مصدر خدمات فراوانی شدند که مردم تشیع و هزاره مرهون و مدیون آنان اند.»
اهمیت این روایت فقط در معرفی چند شخصیت تاریخی نیست؛ اهمیت آن در معیاری است که از آن می‌توان برای ارزیابی شخصیت‌ها استفاده کرد: خدمت، علم، اخلاق و اثرگذاری.
نباید اجازه داد تحولات سیاسی و اجتماعی پنجاه سال اخیر چنان تفسیر شود که گویا جدایی قومی و رقابت هویتی همیشه معیار اصلی روابط اجتماعی سادات و شیعیان افغانستان بوده است.


متأسفانه در بخشی از حافظه تاریخی جامعه، خدمات و میراث بزرگان گذشته کم‌رنگ شده و گاه نفرت‌پراکنی کلامی، تعصب و احساسات افراطی جای آن را گرفته است؛ وضعیتی که اگر ادامه یابد، نه‌تنها وحدت اجتماعی را تضعیف می‌کند، بلکه افتخارات تاریخی تشیع و جامعه هزاره و خدمات شخصیت‌های بزرگ گذشته را نیز به فراموشی می‌سپارد.


در حالی که باید به جای بازتولید نفرت، میراث محبت، مهرورزی، همگرایی، همسویی و خدمت بزرگان را احیا کرد.
سادات، به دلیل جایگاه تاریخی و مذهبی خود، می‌توانند در میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی و اقوام گوناگون، نقش پل ارتباطی و عامل همگرایی داشته باشند. این جایگاه، سرمایه‌ای اجتماعی است که باید حفظ و تقویت شود.


از این رو، الگو گرفتن از شخصیت‌هایی چون سید جمال‌الدین حسینی افغانی و در دهه‌های اخیر آیت‌الله سید ابوالحسن فاضل، که در حافظه اجتماعی بسیاری از مردم با صلح، بیداری، اصلاح و پیوند اجتماعی شناخته می‌شوند، می‌تواند برای نسل جدید الهام‌بخش باشد.
محبت، نشانه ضعف نیست؛ سرمایه اجتماعی است.
مهرورزی، عقب‌نشینی از هویت نیست؛ راهی برای حفظ کرامت و ایجاد اعتماد است.


همگرایی اسلامی، به معنای کنار گذاشتن هویت نیست؛ بلکه به معنای تبدیل هویت به عامل خیر و وحدت است.
در واقع، می‌توان از تجربه‌های تاریخی آموخت که هویت می‌تواند حفظ شود، اما معیار انتخاب و اعتماد اجتماعی باید شایستگی، خدمت، اخلاق و اثرگذاری باشد.
این همان نقطه‌ای است که طرح انجنیر موسوی می‌تواند به یک بحث بزرگ‌تر تبدیل شود: بازسازی اعتماد، احیای سرمایه اجتماعی و پیوند دادن ظرفیت‌های پراکنده.

ادامه دارد…

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button