روند فکری انقلاب سبزوبلاگ

بیانیه روند فکری انقلاب سبز افغانستان در واکنش به فشارهای طالبان علیه نهادهای شیعی

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ

روند فکری انقلاب سبز افغانستان تشدید فشارها و محدودیت‌های طالبان علیه برخی نهادهای مذهبی، آموزشی، اجتماعی و رسانه‌ای جامعه شیعه افغانستان را محکوم می‌کند و آن را بخشی از روند گسترده‌تر انحصار قدرت و محدودسازی فضای سیاسی و مدنی کشور می‌داند.

اقدامات اخیر، از جمله بازداشت افراد، فشار بر مراکز مذهبی و آموزشی و محدودسازی فعالیت برخی نهادهای اجتماعی و رسانه‌ای، نمی‌تواند صرفاً با عناوینی مانند اختلافات اداری، حقوقی یا ملکی توجیه شود. هرگاه ابزارهای حکومتی و امنیتی برای برخورد با نهادها و شهروندان به کار گرفته شود، مسئله دیگر یک اختلاف اداری نیست؛ بلکه به مسئله حاکمیت، حقوق شهروندی و مسئولیت سیاسی حکومت تبدیل می‌شود.

روند فکری انقلاب سبز افغانستان تأکید می‌کند که طالبان به‌عنوان حاکمیت مسلط بر کشور، مسئول مستقیم عملکرد ساختارهای حکومتی و امنیتی خود است و نمی‌تواند هم مدعی اداره کشور باشد و هم از پذیرش مسئولیت در برابر پیامدهای اقدامات این ساختارها خودداری کند.

ما معتقدیم امنیت بدون عدالت، ثبات بدون مشارکت مردم و حکومت‌داری بدون پاسخگویی، نمی‌تواند بحران سیاسی افغانستان را حل کند. اعمال قدرت یک‌جانبه و حذف صداهای متفاوت شاید بتواند برای مدتی فضای سیاسی را کنترل کند، اما نمی‌تواند مشروعیت و ثبات پایدار ایجاد کند.

شیعیان افغانستان بخشی جدایی‌ناپذیر از ملت افغانستان‌اند و حقوق آنان قابل سلب یا معامله نیست. آنان حق دارند آزادانه عبادت کنند، مراکز مذهبی و آموزشی خود را اداره کنند، نهادهای اجتماعی و رسانه‌ای داشته باشند و بدون تبعیض در زندگی عمومی کشور مشارکت کنند.

با این حال، روند فکری انقلاب سبز افغانستان مسئله را صرفاً در چارچوب حقوق یک گروه مذهبی نمی‌بیند. اگر امروز یک نهاد شیعی با فشار و محدودیت مواجه می‌شود، فردا ممکن است نهاد، جریان یا گروه اجتماعی دیگری با همین وضعیت روبه‌رو شود. مسئله اساسی، نبود تضمین‌های روشن برای حقوق شهروندان و استمرار ساختار سیاسی مبتنی بر انحصار قدرت است.

از نگاه ما، افغانستان با حذف یک گروه، محدودسازی یک جامعه یا کنترل صداهای مخالف به ثبات نمی‌رسد. راه عبور از بحران کنونی، ایجاد یک نظم سیاسی جدید و فراگیر است؛ نظمی که مشروعیت خود را از اراده مردم بگیرد، همه شهروندان را در برابر قانون برابر بداند و امکان مشارکت واقعی اقوام، مذاهب، جریان‌های سیاسی و گروه‌های اجتماعی را در تعیین سرنوشت کشور فراهم کند.

روند فکری انقلاب سبز افغانستان بر ضرورت گذار از سیاست انحصار قدرت به سیاست مشارکت ملی تأکید دارد. ما باور داریم هیچ گروهی نباید حق تصمیم‌گیری انحصاری درباره آینده افغانستان را برای خود قائل شود و هیچ ساختار سیاسی پایدار نمی‌تواند بدون مشارکت و رضایت بخش‌های مختلف جامعه دوام بیاورد.

بر همین اساس، ما از طالبان می‌خواهیم:

  • فشار و محدودیت علیه نهادهای مذهبی، آموزشی، اجتماعی و رسانه‌ای، از جمله نهادهای جامعه شیعه، را متوقف کند؛
  • درباره بازداشت‌ها و اقدامات اخیر، به مردم افغانستان پاسخ روشن و رسمی ارائه دهد؛
  • اختلافات حقوقی، اداری و ملکی را از مسیرهای شفاف و قانونی حل‌وفصل کند؛
  • حقوق همه شهروندان را بدون تبعیض تضمین کند؛
  • و مهم‌تر از همه، در سیاست انحصار قدرت تجدیدنظر کرده و زمینه مشارکت واقعی مردم و جریان‌های مختلف افغانستان در ساختار سیاسی کشور را فراهم سازد.

روند فکری انقلاب سبز افغانستان تأکید می‌کند که مسئله افغانستان صرفاً تغییر افراد در ساختار قدرت نیست؛ مسئله، تغییر منطق حکمرانی است. افغانستان نیازمند نظامی سیاسی است که در آن حکومت پاسخگو باشد، قانون بر اراده افراد و گروه‌ها مقدم قرار گیرد، حقوق شهروندان تضمین شود و انتقال و اعمال قدرت بر پایه اراده مردم و مشارکت ملی شکل بگیرد.

افغانستان متعلق به همه شهروندان آن است؛ نه ملک یک گروه، یک قوم، یک مذهب یا یک جریان سیاسی.

ما بر این باوریم که عدالت و برابری امتیاز هیچ گروهی نیست و مشارکت سیاسی حق همه مردم افغانستان است. آینده افغانستان باید در چارچوب یک توافق ملی و اراده عمومی ساخته شود، نه بر مبنای انحصار قدرت.

روند فکری انقلاب سبز افغانستان

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button