دیدگاهروند فکری انقلاب سبزوبلاگ

بیانیه‌ی رسمی روند فکری انقلاب سبز افغانستان پیرامون اظهارات اخیر محمد محقق

افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، مدارا و مسئولیت سیاسی نیاز دارد. در شرایطی که فضای عمومی و مدنی کشور محدود شده و جامعه با فشارهای سنگین اجتماعی و سیاسی روبه‌رو است، هر سخن و رفتار سیاسی می‌تواند یا به ترمیم سرمایه اجتماعی کمک کند یا شکاف‌های موجود را عمیق‌تر سازد.

در چنین شرایطی، سخنان اخیر محمد محقق درباره سادات افغانستان، شایسته نقد جدی است.اختلاف سیاسی حق است؛ تحقیر یک جامعه حق نیست.وقتی یک سیاستمدار برای بیان موضع سیاسی خود به ادبیاتی متوسل می‌شود که کرامت یک جامعه را خدشه‌دار می‌کند، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک اختلاف سیاسی یا لغزش لفظی دانست. سیاستمدار بیش از هرکس مسئول واژه‌های خویش است.مسئله، فراتر از یک فرد است؛ مسئله فرهنگی سیاسی است که در آن گاهی توهین جای استدلال می‌نشیند، برچسب جای گفت‌وگو را می‌گیرد و برخی افراد خود را صاحب حق تعریف دیگران می‌دانند، اما برای شنیدن پاسخ آمادگی ندارند.

ما این سخنان را نادرست می‌دانیم و انتظار داریم محمد محقق مسئولیت آن را بپذیرد و عذرخواهی کند. عذرخواهی نشانه مسئولیت‌پذیری سیاسی و احترام به جامعه‌ای است که مورد خطاب قرار گرفته است.اما هم‌زمان، نباید اجازه داد این اختلاف سیاسی به نزاع میان هزاره‌ها و سادات تبدیل شود.

*هزاره‌ها و سادات در برابر یکدیگر نیستند.*

این دو جامعه سال‌ها در کنار هم زندگی کرده‌اند و پیوندهای خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی مشترک دارند. بخشی از سادات افغانستان نیز در متن جامعه هزاره زیسته‌اند و این پیوندهای اجتماعی را بخشی از واقعیت زندگی خود می‌دانند.

محمد محقق نماینده همه هزاره‌ها نیست و رفتار هیچ فرد یا گروهی را نمی‌توان به حساب یک قوم گذاشت. مسئله ما با یک هویت قومی نیست؛ مسئله با فرهنگی است که اختلاف سیاسی را به تحقیر اجتماعی و سیاست‌ورزی هویتی می‌کشاند.

همان‌گونه که توهین به سادات مردود است، توهین به هزاره‌ها و هر جامعه دیگری نیز مردود است.

ما با تفرقه میان هزاره و سادات مخالفیم و اجازه نمی‌دهیم یک اختلاف سیاسی به جنگ هویتی تبدیل شود.

از همین منظر، پیشنهاد مناظره و گفت‌وگوی مستقیم با محمد محقق را اقدامی درست می‌دانیم. اختلاف، اگر با استدلال و گفت‌وگو همراه باشد، می‌تواند به فهم بهتر منجر شود.جامعه‌ای که به جای نفرت، مناظره می‌کند، هنوز به سیاست عقلانی باور دارد.

روند فکری انقلاب سبز از ایستادگی مدنی سادات برای دفاع از کرامت و حق پاسخ‌گویی حمایت می‌کند؛ اما این ایستادگی را پایان راه نمی‌داند.دفاع از هویت زمانی ارزش سیاسی پیدا می‌کند که به نفی دیگری نیاز نداشته باشد و جامعه بتواند از جایگاه خود دفاع کند، بدون آن‌که برای اثبات خود، دیگری را تحقیر کند.

درس بزرگ‌تر این ماجرا همین‌جاست:کرامت یک جامعه فقط با اعتراض به توهین حفظ نمی‌شود؛ با ساختن فکر، نهاد و ظرفیت اجتماعی و سیاسی نیز حفظ می‌شود.سادات افغانستان نباید تنها زمانی وارد میدان سیاست شوند که درباره آنان سخنی گفته شده یا حقی نادیده گرفته شده است.

جامعه‌ای که همیشه در پاسخ به دیگران سخن می‌گوید، هنوز موضوع سیاست است؛ اما جامعه‌ای که خودش مسئله، برنامه و راه‌حل تولید می‌کند، به کنشگر سیاسی تبدیل می‌شود.

وقت آن است که این تجربه در حد یک واکنش باقی نماند؛ بلکه به فرصتی برای پرورش چهره‌های اثرگذار، تقویت نهادهای اجتماعی، گسترش گفت‌وگوی سیاسی و شکل‌دادن به همکاری‌های مسئولانه بر اساس منافع مشترک تبدیل شود.حضور سیاسی، زمانی معنا پیدا می‌کند که جامعه فقط درباره جایگاه خود سخن نگوید، بلکه درباره آینده کشور نیز حرفی برای گفتن داشته باشد.

روند فکری انقلاب سبز، هم با هرگونه تحقیر و بی‌حرمتی نسبت به سادات مخالف است و هم با تبدیل این مسئله به جنگ هویتی میان هزاره و سادات.

نه نفرت، نه انتقام و نه تفرقه؛ بلکه کرامت، گفت‌وگو و سیاست‌ورزی مسئولانه.

سادات نه امتیاز ویژه می‌خواهند و نه حذف دیگری را؛ حق برابر، صدای مستقل و سهمی شایسته در آینده افغانستان می‌خواهند.

و از این پس، پرسش فقط این نیست که دیگران درباره سادات چه می‌گویند؛ پرسش بزرگ‌تر این است:سادات درباره آینده افغانستان چه می‌گویند و برای آن چه می‌سازند؟

روند فکری انقلاب سبز افغانستان

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button