ثواب عظیم سـیدسـتیزی

نویسنده ؛ سید عوض هاشمی
به چند صفحهی فیسبوکی منتسب به سادات که صدای عدهای را درآورده سری زدم و مروری کردم.
بر خلاف ادعای برخی، هیچ توهینی به مردم و قوم هزاره در صفحات مدنظر مشاهده نشد.
اگر منظورشان انتقاد از احزاب و رهبران آن است، این موضوع هیچ ربطی به کلیت یک قوم و طایفه ندارد. اصلاً چه کسی احزاب و اشخاص را معادل و نماد یک قوم قرار داده است؟ چرا انتقاد از یک جریان و حزب باید توهین به یک قوم تلقی شود؟
حتی برخی نوشتههای انتقادی از عملکرد استاد مزاری در این صفحات بدون هیچگونه فحاشی و اهانتی نشر شده است. مگر اینکه عدهای بگویند مطلقاً کسی حق ندارد هیچگونه نقد و گلایه و تحلیلی دربارهی رویکرد سران سازمان نصر و عناصر نفوذی جریان چپ و دینستیزان و سیدستیزان داشته باشد، وگرنه این موارد را توهین به قوم و کل مردم هزاره قلمداد خواهند کرد.
جالب اینکه طی سالها و تا همین الآن دهها نشریه و صدها صفحهی عمومی و حسابهای شخصی از آدرس قوم هزاره با عناوینی چون «عصری برای عدالت» و «جمهوری سکوت» و هزارستان و فلان و بهمان و با حمایت مستقیم اشخاصی چون آقای خلیلی و محقق و دیگر رؤسای سازمان نصر علناً و صریحاً به کلیت سادات توهین و فحاشی کرده و از هیچ توطئه و تهمت و تخریبی فروگذار نکردند و نمیکنند و میبینیم هیچ اتفاق خاصی نیفتاده و همه چیز آرام است و همگی خوشبختند، اما همینکه یکی دو صفحه به نام سادات ایجاد شود که خیلی هم منطقی و بدون فحاشی و توهین عملکرد برخی جریانها را تحلیل و بررسی کنند ناگهان زمین و زمان به هم میریزد و خاطر ملوکانهی برخی مکدر میشود.
علتش این است که در جامعهی بیمار ما سرکوب و سرزنش سادات و توهین و تحقیر آنان و از آن طرف سکوت و سر به زیری سادات، مقابل این ظلم و ستم آشکار به یک امر عادی و روزمره و یک حق مسلم برای طرف مقابل تبدیل شده است که اگر کمی مختل شود احساس میکنند حق الهی و یک فریضهی واجب از آنها فوت شده است و باید فوراً به جای آورده شود. دقیقاً مانند دورانی که لعن امیرالمومنین علیهالسلام واجب شمرده میشد و به کفارهی فراموشیِ آن، مسجد بنا میکردند.
البته نقدهایی به رویکرد این صفحات میتوان داشت از جمله اینکه گاهی علیه اشخاصی موضعگیری میشود که دست کم تا به حال با کلیت سادات مشکلی نداشتهاند، بلکه در بسیاری از امور همراه و همنظر بودهاند. اگر این نقیصه رفع شود مشکل خاصی در رویکرد کلی این صفحات دیده نمیشود.
اینجانب صریحاً میگویم حاضر نیستم از دو سه صفحهی نو بنیاد منتسب به سادات که رویهی نسبتاً خوبی هم دارند برائت بجویم. لااقل تا زمانی که میبینم صدها صفحهی واقعی و جعلی شبانه روز از آدرسهای گوناگون علیه سادات در حال توطئه و توهین و تخریب هستند. و هیچ کسی هم نیست که آنها را محکوم کند!



