دیدگاهوبلاگ

نخبه داریم، اما صدای ملی می‌خواهیم

پایان عصر چهره‌سازی؛ آغاز عصر نسل‌سازی و نهادسازی

نویسنده:سید جعفر عادلی حسینی

انجنیر سید حسن موسوی در قسمت دوم به خلأ مهمی اشاره می‌کند: جامعه سادات از نخبه خالی نیست؛ اما داشتن نخبه با داشتن چهره سیاسی ملی یکسان نیست.

یک استاد دانشگاه ممکن است دانشمند بزرگی باشد؛ اما سیاست ملی نیازمند شناخت ساختار قدرت، توان گفت‌وگو با گروه‌های مختلف، درک تحولات منطقه و جهان، قدرت تصمیم‌گیری، توان اعتمادسازی و مسئولیت‌پذیری عمومی است.

بنابراین، اگر امروز بگوییم «ما یک چهره سیاسی ملی نداریم»، نباید نتیجه بگیریم که باید یک شخصیت را مصنوعی بسازیم و همه سرمایه اجتماعی را به نام او ثبت کنیم.

شخصیت سیاسی واقعی در کارخانه تبلیغات ساخته نمی‌شود.

شخصیت سیاسی در میدان تجربه، خدمت، گفت‌وگو، بحران، مسئولیت و آزمون اجتماعی شکل می‌گیرد.

جامعه‌ای که فقط به دنبال «چهره» باشد، ممکن است بار دیگر در دام شخصیت‌محوری گرفتار شود؛ اما جامعه‌ای که به دنبال نسل سیاسی، نهاد سیاسی و فرهنگ سیاسی باشد، می‌تواند آینده‌ای پایدارتر بسازد.

از این رو، پرسش مهم این نیست که:

«چه کسی رهبر سادات شود؟»

بلکه پرسش مهم‌تر این است:

چه سازوکاری ایجاد کنیم که نسل آینده بتواند رهبران شایسته، پاسخ‌گو و ملی تربیت کند؟

این تغییر سؤال، خود یک تحول فکری است.

نسل قدیم تجربه دارد؛ نسل جدید ابزارهای ارتباطی، دانش‌های تازه و زبان جدید جهان را در اختیار دارد.

اگر تجربه نسل قدیم به جوانان منتقل نشود، سرمایه تاریخی از بین می‌رود.

اگر جوانان به تجربه نسل قدیم متصل نشوند، هر نسل مجبور می‌شود تاریخ را از صفر آغاز کند.

پس باید میان نسل‌ها پل ساخت؛ پلی از تجربه به دانش، از دانش به عمل و از عمل به نهاد.

ادامه دارد…

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button