دادخواهی بدون انتقام؛ قیام حقیقت علیه فراموشی و بتسازی

نویسنده:سید جعفر عادلی حسینی
عدالت یعنی حقیقت، قانون و پاسخگویی؛ نه نفرت و انتقام
یکی از ضروریترین مفاهیمی که باید در فضای سیاسی افغانستان بازتعریف شود، مفهوم دادخواهی است.
دادخواهی با انتقام تفاوت بنیادی دارد. انتقام معمولاً از خشم شخصی، نفرت و میل به تلافی سرچشمه میگیرد؛ اما عدالت بر حقیقت، قانون، حقوق قربانی، مسئولیت فردی و پاسخگویی استوار است.
اگر امروز دادگاه صالحی وجود نداشته باشد که بتواند همه پروندهها را بررسی کند، این به معنای آن نیست که حقیقت باید فراموش شود. ثبت حقیقت، خود بخشی از عدالت است.
اسناد باید حفظ شوند. شهادت قربانیان باید ثبت شود. روایتهای مختلف باید شنیده شود. مسئولیت افراد باید از مسئولیت گروهها تفکیک شود و تاریخ نباید به دلیل گذشت زمان، تعلق قومی، مذهبی، حزبی یا سیاسی افراد تحریف شود.
ممکن است عدالت امروز نتواند همه پروندهها را به سرانجام برساند؛ اما اگر حقیقت ثبت شده باشد، نسل آینده میتواند آن را بررسی کند. از همینرو، هیچ جنایتی نباید به دلیل گذشت زمان از حافظه تاریخی حذف شود.
اما در این مسیر، باید از یک خطر دیگر نیز دوری کرد: تبدیل دادخواهی به ابزار انتقام سیاسی.
دادخواهی واقعی، عدالت را برای همه میخواهد. اگر عدالت فقط زمانی خوب باشد که علیه رقیب ما اجرا شود، عدالت نیست؛ ابزار سیاسی است.
تفکیک خادمان از خائنان
یکی از پیشنهادهای مهم این رویکرد، تفکیک میان خدمت و خیانت، فداکاری و قدرتطلبی، قهرمانی و جنایت است. اما این تفکیک باید با سند و معیار صورت گیرد، نه با احساسات قومی.
هیچکس نباید فقط به دلیل تعلق قومی یا مذهبی، قهرمان اعلام شود. همچنین هیچکس نباید فقط به دلیل تعلق قومی یا مذهبی، خائن معرفی شود.
این اصل، اساس یک تاریخنگاری مسئولانه است. ما نیازمند فرهنگی هستیم که بتواند شخصیتهای مورد احترام خود را نیز نقد کند.
عبور از بتسازی و شخصیتپرستی
احترام به بزرگان با مقدسسازی سیاسی تفاوت دارد.
هیچ انسان غیرمعصومی ــ چه سیاسی، چه نظامی، چه مذهبی و چه اجتماعی ــ نباید فراتر از نقد قرار گیرد.
وقتی یک جامعه شخصیت را مقدس میکند، کمکم نقد را خیانت میداند؛ و وقتی نقد خیانت شمرده شد، فساد و اشتباه فرصت رشد پیدا میکند.
جامعه سالم به جای «رهبر بیخطا»، نهاد پاسخگو میسازد؛ به جای «منجی»، قانون میسازد؛ به جای «شخصیتپرستی»، فرهنگ نقد میسازد؛ و به جای «قدرت مادامالعمر»، گردش مسئولیت و قدرت را میپذیرد.
این همان نقطهای است که دادخواهی تاریخی با اصلاح سیاسی امروز پیوند میخورد.
ادامه دارد…



