دیدگاهوبلاگ

دیروز سکوت در برابر سادات‌ستیزی، امروز خشم از اتحاد سادات

نویسنده: سید احمدشاه حکمت

شیخ محمد محقق؛ کمی آرام‌تر، کمی بزرگ‌تر، کمی سیاسی‌تر!

شیخ محمد محقق در صفحه فیسبوک خود نوشته است:

«بعضی از آدرس‌های فیسبوکی یک قوم خاص در این روزها علیه هزاره‌ها حرف‌های اهانت‌آمیز حواله می‌کنند. توصیه می‌کنم نان خورده نمکدان نشکنند، زیرا از مردم تجرید می‌شوند و مردم ماهیت پلیدشان را می‌شناسند.»

آقای محقق!

شما سال‌هاست در سیاست افغانستان حضور دارید و خود را یکی از رهبران سیاسی هزاره‌ها می‌دانید. بنابراین، انتظار از شما این نیست که در برابر هر نوشته فیسبوکی، با ادبیاتی شبیه یک کاربر عصبانی شبکه‌های اجتماعی پاسخ بدهید.

رهبر سیاسی باید وزن کلماتش را بداند.

اگر با نوشته‌های «جمهوری سادات» یا «افق سادات» اختلاف سیاسی و فکری دارید، بسیار خوب؛ وارد میدان شوید، استدلال کنید، پاسخ بدهید و اگر نقدی دارید، با نام و نشان و منطق مطرح کنید. سیاست میدان عقده‌گشایی و کنایه‌های مبهم نیست.

اگر منظور شما سادات است، صریح بگویید با کدام دیدگاه آنان مخالفید. اگر با حضور ائتلاف جریانات سیاسی سادات در عرصه سیاست مشکل دارید، توضیح دهید چرا. اگر سخنی علیه هزاره‌ها گفته شده، همان سخن را مشخص کنید و پاسخ بدهید.

اما این‌که بنویسید «نان خورده نمکدان نشکنند» و از «تجرید» و «ماهیت پلید» سخن بگویید، بیشتر از آن‌که نشانه اقتدار سیاسی باشد، نشانه عصبانیت است. ما امیدواریم بهتر است قبل از آنکه این تجرید و ماهیت پلید را به قوم خاص مرتبط بدانید بهتر است نیم نگاهی به نزاع های درون خانواده گی و میزان کش و گیرهای فرزندان خود بیندازید.

شیخ عزیز، سیاستمدار بزرگ از نقد نمی‌ترسد؛ به نقد پاسخ می‌دهد.

شما اگر با یک جریان سیاسی قوم خاص مخالفید، لازم نیست به مردم هشدار بدهید که چه کسی «تجرید» خواهد شد و چه کسی «ماهیت پلید» دارد. مردم افغانستان آن‌قدر تجربه دارند که خودشان قضاوت کنند.

و درباره «نان» و «نمک» نیز بهتر است سیاستمداران کمی محتاط‌تر سخن بگویند. تاریخ سیاسی افغانستان پر از تغییر موضع، ائتلاف، همکاری، جدایی و بازگشت است. کسی که سال‌ها در ساختارهای مختلف سیاسی حضور داشته، بهتر از هر کس دیگری می‌داند که سیاست سفره ثابت یک خانواده نیست؛ میدان تغییر ائتلاف‌ها و منافع است. هر چند چه شما و چه خیلی های دیگر نه از پدر مکنت داشتید و نه بر سر سفره رنگین نشستید و چه بسا که تاریخ مظلومیت و نداری شما پوشیده از چون و چراها نیست.

از چند قبل ائتلاف سیاسی جریانات سیاسی سادات در محافل مختلف مورد بحث است، حضور سادات در سیاست نیز نه امتیازی است که شما ببخشید و نه میزی است که شما بتوانید جمعش کنید. سادات، هزاره‌ها، تاجیک‌ها، پشتون‌ها و سایر شهروندان افغانستان، اگر حرفی برای گفتن دارند، حق دارند در فضای سیاسی حرف بزنند. شما حق دارید مخالف باشید؛ اما حق ندارید خودتان را صاحب انحصاری میدان سیاست تصور کنید و درباره «تجرید شدن از مردم» هم بهتر است کمی با احتیاط سخن بگویید.

بنابراین، اگر قرار است از «نان» و «نمک» سخن گفته شود، بهتر است همه گذشته سیاسی خود را به یاد بیاوریم؛ نه این‌که فقط گذشته دیگران را به رخ بکشیم.

آقای محقق!

اگر امروز از حضور یک جریان سیاسی تازه یا از شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید سیاسی یک قوم خاص ناراحت هستید، این ناراحتی را به زبان سیاست بیان کنید، نه به زبان تهدید و کنایه. اگر مخالفید، مخالفت کنید. اگر نقد دارید، نقد کنید. اگر استدلال دارید، استدلال بیاورید اما مردم را مقابل هم قرار ندهید.

جامعه افغانستان به اندازه کافی از سیاست‌های هویتی، نفرت‌پراکنی و تحریکات قومی و مذهبی آسیب دیده است. دیگر نیازی نیست هر اختلاف سیاسی میان چند چهره، به اختلاف میان «هزاره»، «سید»، «شیعه» و دیگر گروه‌ها تبدیل شود.

شما بیش از این تجربه دارید که ندانید چنین ادبیاتی چه پیامدی دارد.

و یک نکته دیگر:

اگر واقعاً خود را رهبر می‌دانید، از سطح فیسبوک بالاتر بروید. رهبر سیاسی با هر حساب کاربری وارد جنگ لفظی نمی‌شود. رهبر سیاسی برای مردم برنامه دارد، استدلال دارد، موضع روشن دارد و مسئولیت سخنانش را می‌پذیرد. فضای سیاسی جای تیک‌تاکرها و جنگ کامنتی نیست.

شما سال‌ها فرصت داشته‌اید که جایگاه سیاسی خود را تثبیت کنید. امروز اگر کسی در برابر شما سخن می‌گوید، پاسخ آن فحش، کنایه و تهدید نیست؛ پاسخ آن منطق و سیاست است و اگر واقعاً معتقدید کسی علیه هزاره‌ها توهین کرده است، نام سخن، تاریخ سخن و متن سخن را بیاورید و پاسخ بدهید. این روش یک سیاستمدار است اما خطاب مبهم به «قوم خاص»، سخن از «نان و نمک»، تهدید به «تجرید» و نسبت دادن «ماهیت پلید» به دیگران، نه قدرت سیاسی است و نه بزرگی.

بزرگی در این نیست که دیگران را کوچک کنیم؛ بزرگی در این است که حتی در اوج اختلاف، آن‌قدر بزرگ باشیم که محتاج ادبیات کوچک نباشیم.

اما یک پرسش بسیار ساده و جدی از شما دارم، شیخ محقق: آن روزهایی که سادات‌ستیزان بی‌محابا، شب و روز، سادات را آماج توهین، تحقیر و حملات هویتی قرار می‌دادند، شما کجا بودید؟ چرا آن روز رگ غیرت سیاسی‌تان نمی‌جنبید؟ چرا یک بار نمی‌نوشتید که اختلاف سیاسی مجوز توهین به یک جامعه نیست؟ چرا یک کلمه در سرزنش کسانی که سادات را به خاطر هویت و تبارشان هدف گرفته بودند بر زبان نیاوردید؟ چرا آن روز از «تجرید» و «ماهیت پلید» سخن نگفتید؟ چرا وقتی سادات در برابر آن موج ایستادند و از خود دفاع کردند، صدای شما در دفاع از آنان شنیده نشد؟ اما حالا که همان سادات تصمیم گرفته‌اند از موضع انفعال بیرون بیایند، متحد شوند و در عرصه سیاسی برای خود جایگاه و صدای مستقل داشته باشند، ناگهان حساسیت شما گل کرده و قلمتان به حرکت درآمده است؟ این چه نوع عدالت سیاسی است که توهین به سادات را نمی‌بیند، اما دفاع سادات از خود را می‌بیند؟ اگر سادات سکوت کنند، خوب‌اند؛ اگر دفاع کنند، «نمکدان‌شکن» می‌شوند؟ اگر پراکنده باشند، قابل تحمل‌اند؛ اگر متحد شوند، ناگهان خطرناک می‌شوند؟ اگر قرار است از وحدت و حرمت سخن بگویید، این اصول باید روزی که دیگران به سادات توهین می‌کردند نیز برای شما معتبر می‌بود، نه فقط امروز که صدای سادات بلندتر شده است. تعصب اگر فقط زمانی بیدار شود که طرف مقابل قدرت پاسخ‌گویی پیدا کرده، نامش دفاع از مردم نیست؛ نامش نگرانی از تغییر موازنه قدرت است. بنابراین پیش از آن‌که برای دیگران درس «نان و نمک» و «تجرید» بدهید، بهتر است یک بار به سکوت خود در برابر سادات‌ستیزی‌های گذشته پاسخ بدهید. مردم حافظه دارند و سیاست هم دفترچه یادداشت دارد؛ هر سکوتی که دیروز اختیار کرده‌اید و هر سخنی که امروز می‌گویید، کنار هم گذاشته می‌شود.

شیخ محمد محقق!

این توصیه را از سر دشمنی نگیرید؛ از سر نقد بگیرید:

کمی آرام‌تر باشید.کمی کمتر عصبانی شوید. کمی بیشتر استدلال کنید. اگر نوشته های افق سادات و یا جمهوری سادات توانسته شما را تا این اندازه عصبانی کند، شاید بد نباشد پیش از نوشتن پست بعدی، کمی از صفحه فیسبوک فاصله بگیرید؛ رهبر هزاره ها، جامعه را تحریک نمی‌کند تا از یک اختلاف سیاسی، نزاع قومی و مذهبی ساخته شود. رهبر هزاره ها، اگر واقعاً رهبر باشد، در لحظه خشم هم اندازه و وقار خود را حفظ می‌کند. شما اگر با سادات مشکل سیاسی دارید، سیاسی صحبت کنید. اگر با یک فرد مشکل دارید، همان فرد را مخاطب قرار دهید. اگر با یک جریان مخالفید، برنامه و مواضعش را نقد کنید اما لطفاً مردم شیعه، سید و هزاره را به جان یکدیگر نیندازید و اختلاف میان چند چهره سیاسی را به اختلاف میان میلیون‌ها انسان تبدیل نکنید. این کشور از همین ادبیات بسیار هزینه داده است.

و یک نکته آخر:

آقای محقق، گاهی انسان آن‌قدر به عنوانی که برای خودش ساخته باور می‌کند که فراموش می‌کند مردم هنوز رفتار او را می‌بینند.

عنوان «رهبر» هرچه هم بزرگ باشد، اگر با رفتار کوچک همراه شود، فقط یک عنوان می‌ماند. رهبری با لقب ساخته نمی‌شود؛ با رفتار ساخته می‌شود، پس اگر می‌خواهید رهبر بمانید، از ادبیات کوچه فاصله بگیرید. اگر می‌خواهید سیاستمدار بمانید، استدلال کنید، اگر می‌خواهید منتقد بمانید، دقیق نقد کنید چون مردم امروز بیش از آن‌که به صدای بلند گوش بدهند، به رفتار نگاه می‌کنند و در سیاست، کسی که از استدلال خالی باشد، معمولاً صدایش را بلندتر می‌کند.

شاید بد نباشد این بار، پیش از آن‌که به دیگران بگویید «نان خورده نمکدان نشکنند»، یک لحظه به این فکر کنید که سیاستمدار عاقل چگونه با کسانی سخن می‌گوید که با او اختلاف دارند.

بزرگی این نیست که دیگران را کوچک کنیم؛ بزرگی این است که حتی وقتی عصبانی هستیم، کوچک نشویم.

این را اگر هنوز خود را رهبر هزاره ها می‌دانید، جدی بگیرید.

افغانستان امروز به سیاستمدارانی نیاز دارد که اختلاف ایجاد نکنند، بلکه اختلاف را مدیریت کنند.

مردم دیگر از سیاستمدارانی که با یک پست فیسبوکی خشمگین می‌شوند و جامعه را به «ما» و «آنها» تقسیم می‌کنند، خسته‌اند.

اگر حرف سیاسی دارید، بفرمایید؛ میدان سیاست باز است.

اما اگر قرار است فقط خشم و کنایه و تهدید باشد، این دیگر رهبری نیست؛ واکنش یک تیکتاکر عصبانی شبکه‌های اجتماعی است.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button