یادداشت؛ پاسخ یک سید به آقای محقق

آقای محقق!
اگر قرار است از نام «سادات» برای حمله به دیگران استفاده شود، نخست باید یک حقیقت روشن شود: سادات ملک شخصی هیچ سیاستمداری نیستند و هیچکس حق ندارد نام و حیثیت یک تبار محترم را وثیقه بازیهای سیاسی خود قرار دهد.
شما در نوشته اخیرتان از «تشیع» سخن گفتهاید، از عدالت، از مزاری، از هزارهها و از خطر تبعیض. این سخنان زمانی ارزش اخلاقی دارد که یک اصل ساده در مورد همه، از جمله خود ما، یکسان تطبیق شود: نه نسب باید مصونیت سیاسی بسازد و نه سابقه جهاد باید کسی را از پاسخگویی معاف کند.
شما امروز از فشار بر شیعیان و هزارهها سخن میگویید؛ در حالی که گزارشهای منتشرشده نیز نشان میدهد که خود شما مدعی مصادره املاک و توقف فعالیت رسانهتان از سوی طالبان بودهاید. پس پرسش مشروع مردم این است: اگر مسئله، دفاع از حقوق عمومی مردم است، چرا مرز میان دفاع از حق عمومی و دفاع از منافع شخصی و سیاسی اینقدر مبهم شده است؟
اگر درباره املاک شما حقی ضایع شده، حق شماست که آن را از مسیر قانونی مطالبه کنید؛ اما ملک شخصی یک سیاستمدار نباید با سرنوشت یک ملت، مذهب و قوم گره زده شود. و اگر هیچ مذاکره یا توافق پنهانی در کار نیست، شفافیت در این باره بهترین پاسخ به شایعات خواهد بود؛ اسناد، نه شعار، تکلیف را روشن میکند.
از سوی دیگر، شما در سالهای گذشته نیز گفته بودید که بازگشت رهبران سیاسی به افغانستان باید در چارچوب مذاکره و با تضمین آینده کشور صورت گیرد. این موضع بهخودیخود میتواند موضوع یک بحث سیاسی مشروع باشد؛ اما وقتی امروز منطقه در شرایط بسیار متلاطم قرار دارد، هرگونه تغییر لحن یا پیام سیاسی درباره کابل، باید برای مردم شفاف و قابل توضیح باشد، نه اینکه پشت شعارهای قومی و مذهبی پنهان شود.
امروز افغانستان فقط صحنه یک منازعه داخلی نیست. تنشهای طالبان با پاکستان، فشار بر جامعه شیعه، مسئله زمین و ملکیت، محدودیت رسانهها و تلاشهای منطقهای برای تعامل با کابل، همه در کنار هم قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی، هر سخن یک رهبر سیاسی میتواند فراتر از یک نوشته فیسبوکی معنا پیدا کند. به همین دلیل، مردم حق دارند بپرسند: مخاطب واقعی این پیامها کیست و هدف سیاسی آنها چیست؟
اما یک چیز را روشن بگوییم:
سادات نه سپر سیاسی کسی هستند، نه ابزار تطهیر عملکرد هیچ سیاستمداری.اگر کسی از نام سادات برای پوشاندن اشتباهات خود استفاده کند، ما نخستین کسانی خواهیم بود که در برابر آن میایستیم. همانگونه که اگر کسی به سادات به دلیل نسبشان توهین کند، در برابر توهین خواهیم ایستاد.
اسلام به ما نیاموخته که نسب را بت بسازیم. پیامبر خدا و اهلبیت علیهمالسلام نیز معیار کرامت را در اخلاق، تقوا و عمل قرار دادهاند. بنابراین، نه «سید بودن» سند حقانیت سیاسی است و نه «هزاره بودن» مجوز بیپاسخگذاشتن عملکرد سیاسی.
آقای محقق!
اگر واقعاً دغدغه شما عدالت است، درباره همه شفاف باشید؛ اگر دغدغه شما تشیع است، آن را ملک شخصی یک حزب نکنید؛ اگر دغدغه شما هزارههاست، مردم را از سیاستهای شخصی جدا کنید؛ و اگر مسئله شما املاک شخصی است، آن را صریحاً بهعنوان مسئله شخصی و حقوقی مطرح کنید. مردم امروز بیش از آنکه به خطابه نیاز داشته باشند، به شفافیت نیاز دارند. و اگر واقعاً هیچ معاملهای با کابل در میان نیست، راه پاسخ ساده است: اسناد و توضیح روشن ارائه کنید.
در سیاست امروز افغانستان، دیگر نمیتوان با چند شعار درباره «دین»، «قوم»، «جهاد» و «مظلومیت» همه پرسشها را کنار زد. مردم حق دارند بدانند چه کسی برای منافع عمومی سخن میگوید و چه کسی همزمان با دفاع از آرمانهای عمومی، منافع شخصی و سیاسی خود را نیز دنبال میکند.
سادات را وارد حسابهای سیاسی خود نکنید؛
نام اهلبیت را وثیقه معاملههای سیاسی نسازید؛
و اگر ادعایی درباره مردم دارید، با سند سخن بگویید، نه با نسب و شعار.زیرا امروز مردم، بیش از هر زمان دیگر،نه به نامها، بلکه به کارنامهها نگاه میکنند.
«به هر رنگی که خواهی جامه میپوش
من از طرز خرامت میشناسم»



