افغانستان؛ موزاییکِ اقوام، نه ملکِ طلقِ انحصارگران

نویسنده ؛ سید رضا سادات
برخی از نویسندگان و مدعیان روشنفکری، چنان شتابزده برای سرنوشت این سرزمین نسخههای کلان میپیچند که گویا ترکیبِ موزاییکی و کثیرالاقوامِ افغانستان، ارثِ پدری یا ملکِ طلقِ چند حلقه و قومِ خاص است!
آقایانی که در بوق و کرنایِ “عبور از گذشته” میدمند و ادعای جراحیِ تفکر سنتی را دارند، در همین گام نخستِ تئوریپردازی، دچار یک “نابیناییِ ساختاری و تغافلِ مصلحتی” شدهاند. عجیب است که میخواهند کشور را به سوی آینده ببرند، اما خود هنوز در سلولِ انحصارطلبیِ دهههای گذشته زندانی هستند.
تقلیل دادن بحران یک ملت به توافق یا تقابلِ سه قوم، و نادیده گرفتنِ مطلقِ جامعه بزرگ، نخبگانی و صاحبشناسنامهی سادات (در کنار سایر اقوام شریف کشور)، نشاندهندهی یک خطای فاحش محاسباتی است. به این تئوریپردازانِ محترم باید یادآور شد: هویتی که با منطق حقوقی، ریشهی عمیق تاریخی است، با خط خوردن از روی کاغذِ تحلیلهایِ شتابزده و فرمایشیِ شما حذف شدنی نیست.
جالب اینجاست که در نگاهِ تکبعدیِ این آقایان، گویی تمام اختلافات، جنگها و گرههای کورِ تاریخِ این سرزمین، ارثیهی انحصاریِ همین سه قوم است و دیگران تماشاگرانِ بیاختیارِ این ضیافتِ خونین بودهاند! این که بحرانِ یک کشورِ کثیرالاقوام را به دعوای چند حلقهی خاص خلاصه کنیم، نه تنها توهین به شعور سیاسی جامعه است، بلکه فرار از صورتمساله اصلی یعنی “عدم پذیرش تکثر هویتها”ست. آقایان! اگر به زعم شما اختلاف فقط میان شماست، پس نسخههای حذفیتان را هم برای خود بپیچید؛ نه اینکه سرنوشت کل جغرافیا و اقوام دیگر را گروگانِ بازیهای فرسودهی خود کنید.
نسخهی شما برای حل مسئلهی افغانستان، پیش از آغاز، به دلیلِ همان ویروسِ “تفکر حذفی” که در درون خود دارد، محکوم به شکست است. آیندهی این جغرافیا یا بر پایهی “عدالت شمولگرا” و اعتراف به جایگاه برابر همهی هویتها (بهویژه جامعه سادات) ساخته میشود، یا با این طرحهایِ تکبُعدی و جزیرهای، باز هم سر از همان بنبستی در خواهد آورد که امروز در آن گرفتاریم.
باید به همگان یادآور شد که سادات به دلیل ماهیت هویتی خود، هیچگاه اسیر تعصبات کور قومی و زبانی نبودهاند. نگاه آنها به جغرافیا و مردم افغانستان، نگاهی فراجناحی و همهشمول است؛ دقیقا همان گمشدهای که نخبگان انحصارطلبِ امروز به آن نیاز دارند. برای حل مسئلهی افغانستان، ابتدا باید چشمها را شست و تمام واقعیتهای عینیِ این خانه را به رسمیت شناخت، نه اینکه پشت تریبونها نشست و مالکیت کشور را میان سه قوم تقسیم کرد!



